خبر خيلي خيلي خوب و جذاب اين روزها، اينكه اعضاي «شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور»، مشخص شدند.
به گزارش ايسنا، بنا بر حكم عبدالرضا شيخالاسلامي، رئيس دفتر رئيسجمهور، آقايان الهام (آقاي خانم رجبي)، صفار هرندي، هاشمي ثمره، حسينيان، حاجعلياكبري، محصولي، رحيمپور ازغدي، علي مطهري، اشعري، جوانفكر، فتحاللهي، شفيعيفر، بهداد و زارعي به عنوان اعضاي اين شورا منصوب شدند.
حالا ممكن است بپرسيد چرا من نام تك تك اين افراد را نوشتم. به دو دليل: اول اينكه چون آدم درست و حسابيهاي اين ليست، يكي يكي شروع كردهاند به تكذيب عضويتشان، گفتم محض ثبت در تاريخ هم كه شده، نامشان در اينجا به عنوان اعضاي شوراي نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور محفوظ بماند (هرچند كه علاوه بر رسالت تاريخي، جنبه طنزآميز ماجرا را هم نبايد از نظر دور داشت. فكرش را بكنيد: حسن رحيمپور ازغدي كه به كمتر از نقد پوپر و هابرماس راضي نميشود و حتي تّن صدايش هم تا اندازهاي هم مثل «معلم شهيد» است، نشسته با محصولي و جوانفكر و بهداد سر يك ميز و در حالي كه شب از نيمه گذشته، هنوز سر برداشتهاي هرمنوتيكي يكي از جملات رئيسجمهور بحث ميكند! يا علي مطهري كه طبيعتا دوست دارد راه پدر بزرگوارش را ادامه بدهد، در مورد جنس كاغذ مجموعه آثار دكتر احمدينژاد نظر ميدهد...!)
و اما دومين دليلي كه اين اسامي را نوشتم، به خاطر اين بود كه ثابت كنم دستكم در اين يك مورد، عدالت و شايستهسالاري كه اين همه رئيسجمهور در موردش شعار ميدهد، رعايت نشده.
پس كجاست اسم خانم رجبي كه علاوه بر تحقيقات مكتوب راجع به معجزه هزاره سوم، به اندازه يك مثنوي هفتاد من كاغذ (گلاسه 80 گرمي) فقط در راه رئيسجمهور فحش و فضيحت نثار بالا تا پايين اركان نظام كرده است؟ حالا باز شايد بشود اين مورد را ناديده گرفت و گفت، آقاي الهام در نقش سخنگو و نماينده ايشان در آن جمع حضور دارند، ولي از بيعدالتي بزرگتر چطور ميشود گذشت؟ كو اسم من؟! مني كه از صبح تا شب، گزارش تمام كارها و حرفهاي آقاي احمدينژاد را ميخوانم و از شب تا صبح خواب ايشان را ميبينم ... آهاي آقاي رئيسجمهورى! پس عدالت كجا رفت؟
به گزارش ايسنا، بنا بر حكم عبدالرضا شيخالاسلامي، رئيس دفتر رئيسجمهور، آقايان الهام (آقاي خانم رجبي)، صفار هرندي، هاشمي ثمره، حسينيان، حاجعلياكبري، محصولي، رحيمپور ازغدي، علي مطهري، اشعري، جوانفكر، فتحاللهي، شفيعيفر، بهداد و زارعي به عنوان اعضاي اين شورا منصوب شدند.
حالا ممكن است بپرسيد چرا من نام تك تك اين افراد را نوشتم. به دو دليل: اول اينكه چون آدم درست و حسابيهاي اين ليست، يكي يكي شروع كردهاند به تكذيب عضويتشان، گفتم محض ثبت در تاريخ هم كه شده، نامشان در اينجا به عنوان اعضاي شوراي نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور محفوظ بماند (هرچند كه علاوه بر رسالت تاريخي، جنبه طنزآميز ماجرا را هم نبايد از نظر دور داشت. فكرش را بكنيد: حسن رحيمپور ازغدي كه به كمتر از نقد پوپر و هابرماس راضي نميشود و حتي تّن صدايش هم تا اندازهاي هم مثل «معلم شهيد» است، نشسته با محصولي و جوانفكر و بهداد سر يك ميز و در حالي كه شب از نيمه گذشته، هنوز سر برداشتهاي هرمنوتيكي يكي از جملات رئيسجمهور بحث ميكند! يا علي مطهري كه طبيعتا دوست دارد راه پدر بزرگوارش را ادامه بدهد، در مورد جنس كاغذ مجموعه آثار دكتر احمدينژاد نظر ميدهد...!)
و اما دومين دليلي كه اين اسامي را نوشتم، به خاطر اين بود كه ثابت كنم دستكم در اين يك مورد، عدالت و شايستهسالاري كه اين همه رئيسجمهور در موردش شعار ميدهد، رعايت نشده.
پس كجاست اسم خانم رجبي كه علاوه بر تحقيقات مكتوب راجع به معجزه هزاره سوم، به اندازه يك مثنوي هفتاد من كاغذ (گلاسه 80 گرمي) فقط در راه رئيسجمهور فحش و فضيحت نثار بالا تا پايين اركان نظام كرده است؟ حالا باز شايد بشود اين مورد را ناديده گرفت و گفت، آقاي الهام در نقش سخنگو و نماينده ايشان در آن جمع حضور دارند، ولي از بيعدالتي بزرگتر چطور ميشود گذشت؟ كو اسم من؟! مني كه از صبح تا شب، گزارش تمام كارها و حرفهاي آقاي احمدينژاد را ميخوانم و از شب تا صبح خواب ايشان را ميبينم ... آهاي آقاي رئيسجمهورى! پس عدالت كجا رفت؟
نقل از دوربرگردان - طنز نویس سایت بازتاب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 22:44  توسط ساناز
|


