تبليغاتX
ایران جاودان بمان - در ادامه پاسخ به پان ترک ها

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

از آنجا که من به ياری تنی چند ازهموطنان تبريزی , اردبيلی , کرد و خوزی به طور بسيار جدی تری مواجهه با پان ترک ها و جدايي طلب ها را پی گيری می کنم و به يقين از شرح حال آذری های راستين باخبرم , نيازی نمی بينم که در اين تارنمايي که می بايست به فرهنگ و هنر والای ايران زمين بپردازد بيش از اين به اراجيف عناصر مزدور و بی هويتی که چند کلمه را با زور تايپ کرده و مرتب در هرجا (Copy-Paste) می کنند پاسخ گويم لذا برای اتمام حجت با اينکه حتی يک نفر از اين ها به تنها يکی از پرسش های من هم جواب نداد چون حرف حق پاسخ ندارد , من به آنها پاسخ می دهم :

1-همانطور که  پان ترک را دشمن مسلم ايران و ايرانی می دانم پان فارس را هم که ابراز برتری نژادی می کند و کوچکترين توهينی به هموطن من از هر قوم و نژادی کند دشمن می دانم و مرتبا در سايت های آنها يادداشت می گذارم و اگر بخواهم خود را پان بنامم فقط پان ايرانيست می دانم و نه حتی پان آريايي

2-آن ابلهی که در مغزش می توان هم تجاوز ترک مغول را ديد هم عرب وحشی را که فکر می کند در مقابل آنکه بی خردان به ترک ها خر می گويند اگر به فارس سگ بگويد بزرگترين دشنام را داده بايد بداند که اين انديشه کثيف و اهريمنی که حيوانات را خوار می کند و با نسبت دادن نام های آنها به انسان ها به آنان توهين می کند انديشه تازی صفتان است که خود از هر جنبنده ای پست ترند وگرنه ايرانيان راستين همواره برای طبيعت احترام قائل بوده اند و حيوانات را عزيز و محترم شمرده اند . درکشورهای متمدن امروزی هم هيچ حيوانی نشان تحقير نيست همچنانکه مثلا نشان يکی از احزاب مهم سياسی آمريکا خر است . گذشته از اين شخصا با اينکه فارس نيستم ترجيح می دهم که چون سگ که در همه فرهنگ ها به چالاکی , هوش , نجابت , استعداد فوق العاده , فداکاری و وفاداری معروف است در خدمت ايران باشم تا اينکه مثل پان ترک ها گرگ باشم که در همه فرهنگ ها به صفات خون ريزی , ناجوانمرد بودن , وحشی گری , از پشت حمله کردن و درنده خويي مشهور است .

3-يک بار ديگر به زبان ساده که شايد بالاخره بفهميد می گويم که تخمه و نژاد اصلا مهم نيست و دليل برتری يا پستی کسی نمی باشد , آنچه هويت کسی را مشخص می کند انديشه ها و عقايد کنونی اوست . شايد باقرخان يا ستارخان از نژاد ترک بوده يا آريايي ولی وقتی آنچنان به نام ايران و ايرانی علم برمی دارد و قصد اصلاح کل کشور را می کند از هر هخامنشی زاده ای ايرانی تر و باشرف تر است . از سوی ديگر با پوزش بايد بگويم که بازمانده های پارس ها که بيشتر لرها هستند گوی بی غيرتی و سست عنصری را از همه ربوده اند که با اينکه از همه استان ها فقيرتر و بدبخت ترند هيچ همتی نمی کنند و چه افتخاری است به فارس بودن ؟

ولی هويت طلبی پان ترک ها فقط به اين می ماند که کودکی در خانواده ای علی رغم وجود مدارک مستند و اصرار پدر و مادر پافشاری کند که من فرزند شما نيستم و حاصل تجاوز فلان همسايه می باشم !!! بر فرض که چنين باشد که در مورد ترک های اصيل !!! چنين است , اين چه افتخاری دارد که به جای جبران آن سعی بر فاش شدن آن داريد ؟

آن دسته هم که دائم به جعل تاريخ می پردازند يا دنبال يک سلسله متمدن مثل ايلامی ها و ماننا ها می گردند که خود را به آن نسبت دهند واقعا پاسخ دهند که شما که پس از هزاران سال حضور مستند آرياييها در ان منطقه و تعويض نسل متقن در آنجا و اين همه های و هوی کردن که آريايها آن سلسله ها را قتل عام کردند باز خود را آريايي نمی دانيد چگونه ادعا می کنيد که نژاد شما به آنها می رسد ؟ بر فرض هم که تمدنی عظيم بوده اند به شما ترک مغول های وحشی و بی تمدن که از شمال چين به اينجا تجاوز کرده ايد چه مربوط است ؟

4- ازنظر من پان ترک ها دو دسته اند و حتی از جدايي طلب ها هم متفاوتند . جدايي طلب ممکن است هموطن به ستوه آمده ای باشد که از شدت ظلم در جستجوی چاره ای است و چون به شدت در فقر فرهنگی و فکری نگه داشته شده است و از هر طرف سرکوب می شود با غيرتمندی و بی تابی که در برابر ظلم دارد يکباره به ريشه می زند و فکر می کند اگر از ايران ببرد از ظلم بريده و فکر نمی کند که چقدر انقلاب 57 و استقبال از جنگ و خونريزی و سقوط برابری ارز از دلاری 7 تومان به 1000 تومان به نفعش بوده . فکر نمی کند که آن زمان امپرياليسم جهانی روی مذهب او سرمايه گذاری کرد امروز روی قوميت او .....

ولی کسانی که خود را پان ترک می نامند دو دسته اند يک دسته زرنگ های نان به نرخ روز خوری هستند مثل پورپيرار که اول توده ای می شوند و از حزب خودشان اختلاس می کنند , بعد با شعار به ايران بينديشيم و شريک شدن در مطالعات هخامنشی ديگران اسم و رسمی به هم می زنند و حالا در حضور ابلهانی که نمی دانند اين جناب استادی و دکتری خود را از کجا آورده مسلمان دو آتشه و هويت طلب می شودند !!! واقعا که از توده ای لامذهب بودن تا شيعه دو آتشه بودن چند رنگ بايد شد ؟ اينها که سر در آخور اربابان داخلی و خارجی دارند صد البته می دانند که ترک – مغول بودن افتخاری ندارد ولی قدرت فردا چه شيرين خواهد بود ( فقط به تاريخ انقلاب اسلامی و دم از درد مستضعفان زدن و وضع مالی بنياد مستضعفين نگاه کنيد )

دسته دوم هم طبق معمول عوام نادانی هستند که از مطالعه و پی گيری هر چيزی فارقند و منتظرند يکی صدايي بلند کند و بی آنکه اصلا گوش دهند چه می گويد دنبالش راه بيفتند و هی بگويند بله ما ترکيم , ما گرگيم , ما بسيجی و فدايي اين جنابان که بعدها يک لقمه نان جلوی ما خواهند انداخت هستيم... البته دسته دوم به يقين وطن فروش و خائن و مستحق اعدامند و دسته دوم اگر زودتر آگاه نشوند از چاهی به چاه عميق تر خواهند افتاد

 

5-و آنکه می گويي شيعه علی هستی و با افتخار نام و نشانی می دهی و مرا متهم به دروغ ( تقيه که در تشيع حلال است و امروز نقل و نبات احمدی نژاد شده ) می کنی – تو که هم رای حاکمان وقت محلی و جهانی هستی که اکنون با سرمايه گذاری بر اختلاف قومی به از همپاشی ايران و سرگرم کردن مردم و سرکوبی خواسته های به حق آنها به نام آنکه جدايي طلب بوده اند دامن می زنند چرا پنهان سازی کنی ؟ آيا اگر حاکم وقت سنی بود باز هم فرياد زنان می گفتی که شيعه علی هستی ؟ و افتخار کنی که چون آن حضرت هر صدای ناموافقی را باشمشير پاسخ می دهی ؟ والبته مرا با تو حرفی جز شمشير نيست اگر آگاهانه افتخار به ترک بودن کنی که متجاوزی چون عربان در خانه ايران هستی که اگر تو پيرو علی هستی من از نسل او هستم و نه از نسل آرياهای ملايم و دل رحم و گردن زدن کاری ندارد ............ اما من از همه قرآن اين را فرا گرفتم که خدا ازرگ گردن به من نزديک تر است و در هرحال پاسدار حق باشم حتی اگر حق عليه پدر و مادر من بود و بقيه را پيرو اين کلام زرتشت بزرگوارم که فرمود در قضاوت هرامری تنها دو چيز را ملاک قرار دهيد : وجدان و خرد .......... و من چنينم که شايد چيزی را نگويم يا اشتباه کنم ولی دروغ نمی توانم بگويم که دروغ مادر همه ناراستی های ديگر است ......

خدايا چه شد که نتوانستی کشور مرا از دشمن و دروغ و خشکسالی دور بداری ؟!!!

همه وجودم ايران است و آذرآبادگان سر من , از من مخواهيد که از سر خود محافظت نکنم .

بی صبرانه به اميد آن روزم که از چهره پرده برگيرم و در چشمهای شما بنگرم , خورشيد ترسی از نگريستن در چشمهای دروغ زنان ندارد ..........

من ايران دخت هستم , دختر ايران و از ديار آذربايجان , لرستان , فارس , گلستان , سيستان و بلوچستان , تهران , زنجان , قزوين , خوزستان , گيلان , مازندران , خراسان , کردستان , کرمانشاه , اصفهان , کرمان , يزد , کاشان , قم , کهگيلويه و بويراحمد , ايلام , هرمزگان , سمنان , اردبيل , مرکزی , همدان , چهار محال و بختياری , بوشهر و حتی و حتی افغانستان ... من از خاک استان های کشورم مهری ساخته ام که فقط بر آن نماز می گزارم .......... اين خاک برای من عزيز است حتی اگر پدران من از جای ديگر آمده باشند ذره ذره وجود من ازآن شکل گرفته است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 23:15  توسط ساناز  |