تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

می ستاییم این زمین را، می ستاییم آن آسمان را،
می ستاییم روان های جانوران سودمند را،
می ستاییم روان های مردان پیرو راستی را،
می ستاییم روان های زنان پیرو راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،
مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده اند،
می کوشند و خواهند کوشید.

(اوستا - فروردین یشت - بند 153 و 154)

«ایرانیان باستان از گذشته های دور تحت تاثیر و نفوذ مادر خدایان یا الهه گان بوده اند که آن ها را حمایت می کردند. با دگرگونی نقش زن به عنوان عنصری سودمند در جامعه، گروه خدایان مادینه نیروی برتر شدند و دست به آفرینش و کارهای شگفت  آوردند»[1]

تندیس آناهیتا - مشهور به ونوس سراب - موزه ایران باستاناین بانوخدایان دارای تندیسه هایی بوده اند که در جای جای سرزمین ایران یافت شده اند. این پیکره ها ویژگی های زنانه بارزی دارند که نماد باروری، مادری و زایش است.
هنگام پیام آوری اشوزرتشت، یکتاپرستی به معنای واقعی خود مطرح گردید، پس سایر خدایان به مقام پایین تر نزول کرده و بدین ترتیب امشاسپندان و ایزدان با حضور خود مفاهیم انتزاعی برخاسته از این خدایان را در درون خود و در باور مردمان حفظ نمودند. این فاصله گرفتن از خدایان اساطیری به طور کامل نبوده است و آدمی که مجذوب قدرت بی پایان بانوخدایان خود بوده با اقدامی جبرانی بخشی از قدرت زنانه ی آن ها را در قالب های دختر شاه پریان و داستان های روزمره ی خود جای داده و قسمتی دیگر را هم به صورت زن برتر در ادبیات خود زنده کردند. آناهیتا و اشی از جمله ایزدهای ایرانی می باشند که در جای جای نوشته های باستانی جلوه می کنند.
در میان امشاسپندان سه امشاسپند نخستین یعنی وهومن، اشه وهیشته و خشتره وئیریه، نرینه و سه امشاسپند بعد یعنی سپندار آرمئیتی، هئورتات و امرتات از نظر لغوی مادینه اند.
هسته ی اصلی این سه امشاسپند مادینه مهرورزی، عشق بی آلایش، زایندگی، از خودگذشتگی و پروراندن است و نشانگر اهمیت نقش زن و مادر در اندیشه و باور انسان نخستین و ایرانیان باستان است. از همین خواستگاه است که عبارت های زیبا و دل انگیز «زبان مادری»، «مادر طبیعت»، «مام میهن» و «سرزمین مادری» به وجود آورده و فراگیر شده است.

تندیس زن ایلامی - موزه تبریز

همچنین در باورهای ایرانی «نسل بشر و نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه ی دوگانه ی گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین به وجود آمده و آفریده شده اند و در واقع زمین یا سپندارمذ [2]، مادر نسل بشری دانسته می شده است»[3]
سپندارمذ واژه ای مرکب است از سپنته یا سپند به معنی پاک و مقدس و آرمئی تی به معنی فروتنی و بردباری نیک و مقدس، این واژه در پهلوی به گونه ی سپندارمت و در فارسی سپندارمذ، اسفندارمز و اسفند شده است. در شکل معنوی و مینوی اش مظهر بردباری و سازگاری اهورامزدا است و در جهان مادی و خاکی نگهبانی زمین به وی سپرده شده است. این فرشته که با زمین تجسم می یابد، دست یافتنی ترین فرشتگان است و هرکس در زندگی عادی خود همواره با آن در تماس است و به بدیهی ترین صورت ممکن از موهبت های آن بهره مند می شود بنابراین اهمیت فوق العاده ی او برای مردمان ایران باستان که زندگی را بیشتر به چوپانی و برزگری می گذراندند، قابل درک است.»[4]
این فرشته در اندیشه ی ایرانی جایی بس بزرگ دارد، واژه ی «ایر» که در نام ایران دیده می شود، در واژه ی آمیخته ی «ایرتن» فروتنی است. زنان نیز بدان روی که افزایند ی جهان اند و نمایند ی مهر و فروتنی به سپندارمذ مانند می شوند.»[5]
در وندیداد آن جا که سخن از زمین می رود که چگونه می توان آن را شاد کرد، آمده است : « با برانداختن سوراخ های مار و جانوران زیانکار و  آبیاری و شخم زدن و برآوردن گل و گیاه و درخت ... چنین زمین هایی مانند زن زیبا و خوش اندامی است که شوی او در بستر او را شادمان می سازد و آن زن برای وی فرزندان برومند می آورد»[6]
به علت اهمیت زمین و زن، روز پنجم هر ماه موسوم است به سپندارمذ، آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. ایرانیان روز سپندارمذ از ماه اسفند را جشنی به نام اسفندگان می گرفتند. یا به قولی جشن زن می گرفتند. و این است که سخن ابوریحان بیرونی و گواهی او که در هزار سال پیش (زمان ابوریحان) هنوز این جشن برگزار می شده است.
«اسفندارمز فرشته ی موکل بر زمین است و نیز بر زن های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است»[7]

در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می نشستند و فرمان می راندند، همه ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می گرفت.
این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است این جشن ویژه ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می شود.
کارکردهای آرمئی تی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است در گات های زرتشت، 18 بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاک برای آرام بخشی به کشتزاران چراگاه ها جانوران برای پیدایی یک فرمانروای نیک و برای کمک به دخترش پورچیستا در گزینش شوی خویش به یاری فرا می خواند. در اساطیر ایرانی او بود که پیشنهاد و فرمان ساختن تیر و کمان برای آرش کمان گیر را به منوچهر شاه داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود بازتر کند در متون پهلوی [8] او را یاری رسان نویسندگان به عنوان پدیدآورندگان فکر و اندیشه می دانند.
سراسر اوستا به ویژه فروردین یشت و یسنای 38 آکنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است. با توجه به منابع موجود دانسته می شود که اسفندگان در ایران باستان روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. اما منظور از زن در این جشن همسر است و نه جنسیت آن. بیرونی [9] نیز در نقل آیین های جشن از زن به عنوان همسر یاد می کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین هایی که امروزه نیز در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می شود همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهرآمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارند. این جشن هنوز هم به نام اسفندی در بسیاری از نواحی مرکزی ایران چون اقلید کاشان و محلات برگزار می شود. و زنان در این روز برای خشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی می پزند که به نام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می شود.
ایزدبانوی سپندارمذ، در اندیشه ی جهانیان بسیار اثر گزار بوده است « ستایش زن و عشق هنگامی به ادبیات اروپایی (و اندک اندک به فرهنگ آنان) راه یافت که اروپاییان در جنگ های صلیبی با فرهنگ ایرانی آشنا شدند.[10]
امروزه در جهان جشنی به عنوان ولنتاین [11] در کنار اسفندگان برگزار می شود. این دو جشن به لحاظ زمان بندی و برخی از درون مایه ها به یکدیگر شباهت دارند. ولنتاین از یک جریان عاشقانه در بعد از میلاد سرچشمه گرفته، اما جشن اسفندگان یادگاری بسیار کهن از اسطوره های زایش و باروری است. مقایسه کردن این دو جشن برای نگارنده انجام پذیر نیست. اما تصور می کنم مردمانی با فرهنگ و اندیشه ی غنی و توانا شایسته است جشنی به بزرگی فرهنگشان برای زمین و زن (همسر)، این دو عنصر سودمند برگزار  کنند. ایرانیان که سپاسداری را از بایسته های زندگانی شمرده در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند و باید برای سپاسداری از جایگاه زن و مادر هستی آموزش و فرزندان این خاک و بوم و به یاد کوشش های بی وقفه زنان و مادران، این جشن را پاس دارند.

برگرفته از آریابوم http://www.aariaboom.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:35  توسط ساناز  | 

                      گوشه ای از سخنان خمینی  پیش از شورش ۵۷ و پس از آن


پیش از شورش 57  


اینها برای تحمیل قدرت خودشان تشبث می کنند به یک عده چماغ بدست. زیر سایه چماغها میخواهند زندگی کنند. ما حکومتی را میخواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس آنها را نکشند.

                                                                                            سخنرانی پاریس ۱۲ آبان ۱۳۵۷   


حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور میگذارد.

                                                                                         مصاحبه با رویتر ۴ آبان ۱۳۵۷ 


در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی کامل در هر گونه عقیده ای خواهند بود.

                                                                مصاحبه با سازمان عفو بین الملل ۱۹ آبان ۱۳۵۷

 


با اعمال زور و شکنجه و اعمال خلاف انسانی هزاران نفر در ایران از بین رفته اند و میروند.

                                                                                             المستقبل آبان ۱۳۵۷


مقامات روحانی شیعه قصد ندارند خودشان در ایران حکومت کنند. در ایران اسلامی علما خودشان حکوت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. حکوت مملکت در همه مراتب خود تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.

                                                                                                سخنرانی پاریس ۲۰ مهر ۱۳۵۷


دانشگاه تعطیل است، نمیگذارند کار کنند، میریزند توی دانشگاه و زن و مردش را میزنند، یا زخمی میکنند یا میگیرند و میبرند و در حبسها دانشجویان را کتک میزنند و میکشند.

                                                                                           سخنرانی پاریس ۲۰ مهر ۱۳۵۷


 

پس از شورش 57  

 

این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هوییت آنها را ثابت

کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. ما معتقدیم که مجرم اصولاً محاکمه ندارد و باید او را کشت.

                                                                                             پیام به ملت ۹ تیر ۱۳۵۹


به آنها که از دمکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را میکنند میشکنیم.

                                                                                                      قم ۲۲ اسفند ۱۳۵۷


در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام میخواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.

                                                                                                     قم ۱۹ آذر ۱۳۵۸


مردم باید پند بگیرند از آن مادری که پسرخود را آورد و بدست محاکمه سپرد و آن پسر اعدام شد. این یکی از نمونه های اسلام است و دیگران هم باید همینطور باشند. اولادها و برادرها و فرزندان خودشان را اگر نصیحت نپذیرفتند معرفی کنند تا ه مجازات خود برسند...

                                                                                                     شهریور ۱۳۶۰


همه متصدیان روحانی که هستند الان در مقامات بالا از بابت این است که می بینند که کسان دیر نخواهند توانست اداه این کشور را آنطور بکنند که اسلام میخواهد. بدون انها نمیشود اداره کرد مملکت را. ما جواب خدا را چه بدهیم؟

                                                                                       جماران ۹ شهریور ۱۳۶۱


اقتصاد مال خر است. مردم ما برای اسلام انقلاب کرده اند نه خربزه.

                                                                                               شهریور ۱۳۵۹


دانش آموزان عزیز باید با کمال دقت اعمال وکردار دبیران و معلمین را زیر نظر بگیرند که اگر خدایی ناکرده در یکی از آنها انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات و مسئولان گزارش نمایند و خود دبیران و معلمین با هوشیاری مواظب همکاران خود باشند تا اگر بعضی از آنان خواستند افکار انحرافی خود را تدریس و به فرزندان اسلامیان القا کنند از آنان جلوگیری نمایند و در صورتی که فایده نبخشید با قاطعییت مطلب را با مسئولان در میان بگذارند.

فرزندان عزیزم خود نیز از یکدیگر به بهترین وجه مراقبت کنند و در صورتیکه مشاهده کردند که بعضی از دشمنان در لباس دوست و همشاگردی میخواهند آنانرا جذب گروه خود کنند به مقامات مسئول معرفی نمایند و سعی کنند اینکار را مخفیانه انجام دهند. مادران و پدران متعهد از رفت و آمدهای فرزندانشان سخت مراقبت کنند و آنانرا زیر نظر بگیرند.

                                                                                           پیام به ملت ۱ مهر ۱۳۶۱

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:13  توسط ساناز  | 

در حاشيه‌ي نشست فصلي خانه‌ي احزاب، شماري از احزاب ايران بر حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران تأكيد كردند

 

پنج‌شنبه يازدهم بهمن‌ماه، در حاشيه‌ي بيست‌ويكمين نشست فصلي خانه‌ي احزاب ايران، 31 احزب با صدور بيانيه‌اي مستدل بر حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران تأكيد كردند و از دولت خواستند تا با بستن قراردادهاي دو جانبه با دولت‌هاي تركمنستان و جمهوري آذربايجان به زياده‌خواهي‌هاي همسايگان آبي ايران در درياي مازندران رسميت ندهد. اين احزاب هم‌چنين در اين باره پيشنهاد دادند كه دولت براي حل اين موضوع بر روي بسته‌ي پيشنهادي تشكيل يك شركت پنج‌مليتي در قالب «سازمان همکاري‌هاي درياي مازندران» - با حفظ حقوق پنجاه درصدي ايران - براي بهره‌برداري از درياي مازندران و حل ديگر مباحث آن دريا هم‌چون معضلات محيط‌زيستي، كار كند.

فهرست كامل احزاب امضاكننده عبارت است از:

حزب اعتماد ملي، حزب اعتدال و توسعه، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب پاك، حزب اراده ملي ايران، حزب آيين مردم، حزب وحدت ايران، حزب دوستي و مودّت، حزب شاخه زيتون، حزب ترقي، كانون مهستان، سازمان رهروان فردا، مجمع دانشجويان و دانش‌آموختگان گلستان، مجمع دانشجويان و دانش‌آموختگان گيلان، انجمن حمايت از زنان ايران، انجمن اسلامي فارغ‌التحصيلان ايتاليا، انجمن اسلامي فارغ‌التحصيلان فيليپين، جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان، جمعيت زنان مسلمان نوانديش، جمعيت طرفداران نظم و قانون، جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي، مجمع فرهنگيان ايثارگر، مجمع اسلامي كارمندان، كانون همبستگي فرهنگيان ايران، كانون دانشجويان و دانش‌آموختگان استان ايلام، كانون نداي همبستگي اصفهان، كانون همبستگي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، جامعه زنان انقلاب اسلامي ايران، سازمان دفاع از منافع ملي ايران، خانه پرستار.

متن كامل بيانيه به اين شرح است:

 

 

با بستن قراردادهاي دو جانبه به زياده‌خواهي‌هاي همسايگان در درياي مازندران رسميت ندهيم

 

در هنگامه‌اي كه بيگانگان چشم طمع به آب و خاك ايران دوخته‌اند، علي‌رغم حضور در رقابت‌هاي انتخاباتي از آن‌جا كه پاسداري از منافع ملي را فصل مشترك فعاليت‌هاي خود مي‌دانيم، اعلام مي‌كنيم:

1) رژيم حقوقي درياي مازندران، بر پايه‌ي دو قرارداد «دوستي» (1300 خورشيدي / 1921 ميلادي) و «بازرگاني و درياپيمايي» (1319 خورشيدي / 1940 ميلادي)، ميان دولت‌هاي ايران و اتحاد جماهير شوروي سابق استوار است. بر پايه‌ي فصل يازدهم قرارداد «دوستي» هر دو دولت از حق برابر كشتي‌راني آزاد در درياي مازندران برخوردار هستند و در قرارداد «بازرگاني و درياپيمايي» به حق بهره‌گيري يكسان و انحصاري دو دولت از اين دريا، چه از نظر كشتي‌راني (ماده‌ي 13) و چه از نظر استفاده از منابع طبيعي (بند 4 ماده‌ي 12)، به گونه‌اي روشن و غير قابل تغيير اشاره شده و از آن‌جا كه تحديد حدودي در درياي مزبور ميان ايران و شوروي به عمل نيامد، مالكيت و حاكميت دو دولت بر اين دريا به گونه‌ي مشاع و برابر است.

2) در سال 1370 (1991 ميلادي) با فروپاشي اتحاد شوروي از آن 15 واحد سياسي سر برآوردند كه رهبران همه‌ي آنها - از جمله چهار جمهوري‌ پديدآمده در كنار درياي مازندران (فدراسيون روسيه و جمهوري‌هاي قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان «اران») - بر پايه‌ي اصل پذيرفته‌شده‌ي «جانشيني‌ دولت‌ها» در حقوق بين‌الملل، طي دو نشست در آلماآتي (پايتخت وقت قزاقستان - 1370) و مينسك (پايتخت بلاروس - 1373)، اعلام كردند كه به عنوان ميراث‌بران اتحاد شوروي، همه‌ي قراردادها و تعهدهاي اتحاد مزبور - از جمله قراردادهاي 1921 و 1940 - را به رسميت شناخته و محترم مي‌دارند. از اين‌رو اين همسايگان آبي ما، تنها مالكيت و حاكميت 50 درصد از درياي مازندران را به گونه‌ي مشاع در اختيار دارند و مي‌بايست نخست بر سر تقسيم آن در ميان خود به توافق برسند و سپس با ايران بر سر تعيين رژيم حقوقي نوين درياي مازندران به گفت‌وگو بنشينند.

 

با توجه به اين كه عنوان كردن سهم 20 درصدي براي ايران هيچ مبناي حقوقي ندارد و از سويي اين نگراني وجود دارد كه تا پيش از نشست باكو دولت جمهوري اسلامي ايران اقدام به بستن قراردادهاي دوجانبه‌ي تحديد حدود با جمهوری‌هاي آذربایجان (اران) و تركمنستان نمايد و به زياده‌خواهي‌هاي همسايگان وجاهت قانوني بدهد (كه سخنان وزير محترم امور خارجه در نشست اخير مطبوعاتي خود، تأكيدي بر اين امر بود)، پيشنهاد مي‌شود تا دولت به جاي اصرار بر تحديد حدود - كه هميشه مشكل‌ساز خواهد بود - بر روي بسته‌ي پيشنهادي تشكيل يك شركت پنج‌مليتي در قالب «سازمان همکاري‌هاي درياي مازندران» - با حفظ حقوق پنجاه درصدي ايران - براي بهره‌برداري از درياي مازندران و حل ديگر مباحث آن دريا هم‌چون معضلات محيط‌زيستي، كار كند. تا آن هنگام بايد اعتراض دولت ايران به تقسيم‌بندي شمال درياي مازندران و بستن قراردادهاي چندجانبه محفوظ باشد (هر چند شوربختانه در اجلاس اخير اين روند شايسته پي گرفته نشد و ما از حق ميزباني خود براي تأكيد بر قراردادهاي 1921 و 1940 بهره نبرديم)، چرا كه رژيم حقوقي اين دريا مشخص است و تعيين رژيم حقوقي نوين آن هم بدون حضور ايران رسميت نخواهد داشت و در صورت لزوم در دادگاه‌هاي جهاني نيز قابل پي‌گيري است، اما اگر دولت ايران بر پاي قراردادي صحه گذارد مطمئناً بعدها حق ايران - جز در دادگاه تاريخ - قابل اعاده نخواهد بود، هر چند در آن صورت نيز براي «تغيير در خطوط مرزي» بايد نخست بر پايه‌ي اصل 78 قانون اساسي راي تأييدگر چهار پنجم مجموع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به دست بياورد، سپس بر پايه‌ي اصل 9 قانون اساسي - كه «آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور» را از يكديگر تفكيك‌ناپذير و حفظ آن‎ها را علاوه بر وظيفه‌ي دولت‎، وظيفه‌ي آحاد ملت هم دانسته است - به آراي عمومي مراجعه كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 20:56  توسط ساناز  | 

اين نوشتار به پارسی سره (خالص) نوشته شده و واژه های درون كمانك ها (پرانتزها)، واژه های بيگانه يا واژه های پارسی عربي شده (معرب) هستند كه با همسنگ پارسی سره آن جايگزين ‌شده است.‌

دوباره ايرانی خواهيم شد با پارسی سره.

 

جشن سده، جشن پيدايش آتش

 

 

در گاهنامه ايراني 3745 اين روز بنام جشن سده نام گذاري شده است و جشن پيدايش آتش است.

 

واژه سده از واژه "ست" در پارسيك "پارسي ميانه يا پهلوي" آمده و به چم (معنی) سد (صد) است.

بنابر نخستين بخش بندی ژمانی (فصلی) گاهنامه كهن ايران باستان، از آغاز فروردين تا پايان مهر را تابستان بزرگ و از آغاز آبان تا پايان اسفند را زمستان می ناميدند و سده هنگامی است كه سد روز از زمستان می گذشت و يا به گفته امروز، پنجاه شب و پنجاه روز به جشن بزرگ نوروز مانده است. جشن سده يكي از بزرگ جشن های ايران است كه از زمان های بسيار دور برای ما به يادگار مانده و از افسانه بسيار كهن و زيبای ايراني - آريايي سرچشمه گرفته است، که خود نشان از ديدگاه ژرف و زيباي نياكان مان به پيرامون خود دارد و براستي در جهان بی همتا است.

 

داستان جشن سده را فردوسی در شاهنامه چنين بازگو كرده است:

جشن سده به هوشنگ شاه پيشدادی بر می گردد. روزي هوشنگ شاه پيشدادی به هنگام شكار با همراهان خود به كوه مي رود. در راه به تنومند ماري برخورد مي كند و سنگی را با شتاب به سوي مار پرتاب می كند. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرده و جرغه اي بيرون می جهد و خار و خاشاك پيرامون آن را فروزان مي كند و آتش پديدار مي گردد. مار می گريزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور پرداخته و نمی گذارند آتش هيچ گاه خاموش شود. زين پس این جشن را سده نام نهادند و هر سال به پاس بزرگداشت آتش و يادگار آن بر پايش می كنند و آن را پديده و پيشكش اورمزدی دانسته و سپند (مقدس) می دانند. اين چنين است كه روز مهر از ماه بهمن كه پنجاه روز به نوروز مانده است، جشن سده برپا می گردد.

 

برگزاری جشن سده اين چنين است:

در پسين (عصر) اين روز پس از خورنشست (غروب آفتاب)، سه تن از موبدان با جامه سپيد به سوی توده ای از هيزم خشك كه از پيش آماده گرديده، می روند و گروهی از جوانان كه آنان هم جامه سپيد بر تن دارند با فروزانه های (مشعل های) روشن، موبدان را همراهی می كنند. موبدان بخشی از اوستا كه بيشتر آتش نيايش است را می سرايند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپيد پوش با فروزانه ها، هيزم ها را می افروزند. گروه نوازنده از آغاز تا پايان جشن آهنگ مي نوازند و همه با شادی پيروزی روشن شدن آتش سده را جشن می گيرند و به اميد آنكه تا جشن سال ديگر روشنايی و گرمی در دل هايشان باشد به خانه باز می گردند.

 

و آنچه گذشت:

مرد آويج، يكی از بزرگ مردان گمنام ايرانی از شهر سپاهان (اصفهان) در هزار سال پيش ( 322 هجری قمری) در دو سوی زاينده رود، هيزم فراوان گرد آورد و آتش افروزی كرد و جشن سده را با شكوه بسيار بزرگ و بی مانندی كه روزگار به خود نديده بود، برگزار نمود و نشان داد كه اين فرهنگ مانند درخت كهني كه ريشه ژرف دارد، هرگز نابود نخواهد شد.

 

و امروز:

آتش از ديرباز نزد ايرانيان نماينده پاكي، روشنايی و گرما بوده است و خوشبختانه پس از سده ها پيكار آرام و خاموش براي پايداشت آيين زيباي ايراني، سده را هنوز در اين سرزمين اهورايی اشو زرتشت و هوشنگ شاه جشن می گيرند، و چه زيبا گفت آن بزرگ مرد ايرانی اشو زرتشت: ستيز من تنها با تاريكي است و برای ستيز با تاريكی، شمشير به روی تاريكی نمی كشم
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 22:3  توسط ساناز  |