تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

میرزا آقا خان بزرگترین وطن فروش معروف قاجار هنگام فروختن آب و خاک شمال ایران به دشمن تاریخی ایران شوروی گفت :" ما به خاطر آب شور دریای خزر کام شیرین دوست را تلخ نمی کنیم !!!"

اکنون میرزا آقا خان در هیات ابلیسی دیگر از گور سر برآورده و در کمال وقاحت از دوستی و اتحاد و اهداف مشترک!!! با روسیه سخن می گوید .

اگر به نقشه های پيشنهادی روسيه نگاه کنيم می بينيم که تقسيم بندی اول  بر اساس سطح آب به صورت مشا تقسيم شده که این یعنی ناوها و کشتی ها و توپخانه روسیه حق دارد تا مرز ایران هم نزدیک شود و خوب چه باک که ایران در آن منطقه هیچ تجهیزات قابل توجهی ندارد . اما در  تقسيم کف دريا، ايران کمترين سهم را می برد؛ يعنی در واقع از نفت، گاز، و ثروت های دريايي که در کف کاسپين خوابيده و تاکنون نيمی از آن به ايران تعلق داشته و به پيشنهاد روسيه بين کشورهايي تقسيم می شود که از دل شوروی سابق بيرون آمده اند هیچ سهمی نمی برد  و روسيه می خواهد بيشترين سهم را از کيسه ملت ايران به آن ها ببخشد

توجه داشته باشيد که تا کنون، يعنی اکتبر 2007، مالکيت ايران بر دريای کاسپين از نظر قوانين بين المللی هيچ تغييری نکرده است، يعنی ما همچنان صاحب نيمی از دريای کاسپين هستيم و در عين حال جمهوری های تازه استقلال يافته در همان سال 1991 کليه تعهدات بين المللی شوروی سابق را که سهم ايران را بر اساس 1921 و 1940 تعيين می کردند تضمين کرده اند. به اين ترتيب هر قراردادی که از اين پس با روسيه و کشورهای همسايه بسته شود پيمانی تازه است که دولت آقای احمدی نژاد نقش اساسی و مستقيم در آن خواهد داشت.

هموطنان گرامی، اگر که در دوران فتحعلي شاه، در صد و هشتاد سال پيش، ايران زير بار فشار جنگ و شکست افتضاح آميز خود، تن به «قرارداد ترکمانچاي» داد و سهم ايران را  از کاسپين هزاران ساله ايراني به روس ها بخشيد، اکثريت مردم  در جهل و خرافات زدگی و عقب ماندگی غوطه می خوردند. اما آيا امروز هم به همان دوران برگشته ايم؟ آيا برای نسل امروز شرم آور نيست که اجازه دهد يک دولت غيرمسئول منافع و ثروت های ملی ما را برای منافعی شخصی و مصالحی سياسی و کوتاه مدت به باد دهد؟

 

دولتمردان ایرانی منافع مسلم مرزی ایران و حقوق تاریخی ایرانیان در دریای خزر را فدای حمایت‌های مشروط روسیه از برنامه‌های هسته‌ای خود خواهند کرد

مسعود باستانی / تهران

شهرگان: هفته آینده تهران میزبان رهبران کشورهای حاشیه دریای خزر است.  جلسه‌ای که برخی از منتقدان دولت نهم آن را مجلس ترحیم حق حاکمیت ایران بر دریای مازندران خواندند و هموطنان خود را به اعتراض در برابر این توافقات ضد ملی دستگاه دیپلماسی کشور ترغیب می‌کنند.
 دریای خزر که در سال‌های اخیر و تا پیش از فروپاشی شوروی سوسیالیستی بزرگترین مرز آبی ایران در شمال محسوب می‌شد اکنون هم بخشی از سرمایه ملی ایرانیان به شمار می‌رود که بایستی با دقت و هوشیاری مدنی از آن و سایر بخش‌های سرمایه‌های ملی حفاظت شود.  پس از فروپاشی روسیه سوسیالسیتی و شکل‌گیری جمهوری‌های تازه استقلال یافته، بار دیگر این سرمایه در معرض خطر قرار گرفت و بی‌شک دفع این خطر در وهله نخست، نیازمند یک دیپلماسی هوشمند و کارآمد و رفتار و موضع گیری‌های مبتنی بر منافع ملی در راستای حفاظت از حقوق ایران خواهد بود.
حقوق ایران در دریای خزر با حضور این جمهوری‌ها، طعمه‌ای مناسب بود تا کشورهای تازه استقلال یافته با هدف گسترش منافع درآمدی خود و توسعه منابع زیرزمینی به سمت این دریا خیز بردارند و با ارائه تعریف جدید در مرزهای دریایی و گه‌گاه طرح برخی مباحث و یا حتی ارائه پیشنهاد‌های کوچک و کم اهمیت به ایران، برنامه‌های خویش را اندک‌اندک پیش ببرند.
ایفای نقش در این جمهوری‌ها که مسلمانان در هر کدام از آن‌ها بخش قابل توجهی از جمعیت را تشکیل می‌دهند برای نظام جمهوری اسلامی بسیار مهم است و حتی در برخی اوقات به نظر می‌رسید که مجموعه نظام حاکم در ایران ترجیح می‌دهد برای کسب بعضی از این اهداف، منافع اقتصادی و یا حتی بازارهای پر درآمد این کشورها را از دست بدهد. ممنوعیت صادرات انگور آذربایجان ایران که برای کارخانه‌های مشروب‌سازی خریداری می‌شد و یا کناره‌گیری از فروش برخی کالاها که مصارف غیر شرعی داشته وغیره، بخشی از این اقدامات است که در کارنامه دولتمردان هشتم وجود دارد.  رفتارها و اقداماتی که علاوه بر تهدید و سوزندان برخی از فرصت‌های اقتصادی عملاً نگاه بازارهای مصرف جدید را به سوی ترکیه و یا حتی افغانستان جذب کرد.
اما در ماجرای دریای خزر هم به نظر می‌رسد این مسئله حادتر است و در پی حضور و اعلام مواضع جدید این کشورها، ایران با سکوت در برابر آنها کوشید تا از شکل‌گیری یک بحران جدید در حوزه بین‌الملل جلوگیری کند. 
از سوی دیگر هم مسئله پرونده هسته‌ای ایران و نیاز ضروری به یارگیری در مقابل مخالفان فعالیت‌های اتمی، به رقیب بزرگی برای این بحران تبدیل شده است.
  واقعیت این است که دولت اصلاحات که وضعیت بسیار بهتری از دولت کنونی در حوزه روابط بین‌الملل دارد درباره بحران دریای خزر سکوتی معنادار پیشه کرد و کوشید تا با مسکوت ماندن پروژه از تشدید این چالش و شکل‌گیری بحران جدید جلوگیری کند.
دولت نهم اما قادر به تداوم این استراتژی هم نبود و بنا به گفته برخی کارشناسان در برابر تقسیم‌بندی جدید مبنی بر واگذاری تنها 11 درصد از منابع دریای مازندران به ایران، راهی جز توافق ندارد.
حضور پوتین در تهران به همراه سایر رهبران کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران، نخستین جلسه‌ای است که در دوران دولت نهم برای تعیین تکلیف حدود مرزهای این دریا در هفته آتی در تهران برگزار خواهد شد.
ولی اتفاق ناگوار در این میان این است که به نظر می‌رسد همزمان با تشدید بحران برنامه‌های هسته‌ای ایران و صف بندی جدید جامعه بین‌الملل در مقابل تهران، این بار دولتمردان ایرانی منافع مسلم مرزی ایران و حقوق تاریخی ایرانیان در دریای خزر را فدای حمایت‌های مشروط روسیه از برنامه‌های هسته‌ای خود خواهند کرد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:41  توسط ساناز  | 

 تو که با عاشقان درد آشنایی.....تو که همدرد و هم زنجیر مایی .....ببین خون عزیزان را به دیوار .....بزن شیپور صبح روشنایی ....

گزارش کامل با تصاویر را اینجا ببینید : http://faratash.mihanblog.com

لحظاتی پيش از آنکه محمود احمدی نژاد،رئيس جمهوری اسلامی ايران، سخنرانی اش را در دانشگاه تهران آغاز کند، دانشجويان دانشگاه بر عليه وی دست به اعتراض زدند.

بين يکصد تا پانصد دانشجو امروز (دوشنبه) در صحن دانشگاه تجمع کرده و با دادن شعار و بدست گرفتن پلاکارد آقای احمدی نژاد را به عنوان يک ديکتاتور محکوم نمودند. اعتراض کنندگان همچنين از مقامات دولتی خواستار آزادی دانشجويانی شدند که بخاطر ابراز عقيده در زندان بسر می برند. به گزارش خبرنامه اميرکبير، شعارهايی که دانشجويان سر می دادند عبارت بود از: «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خوایم، پلیس مزدور نمی خوایم»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد».

Tehran University students staging protests against Ahmadinejad. 16 mehr, (October 8, 2007)پليس و نيروهای انتظامی جلوی خروج دانشجويان از محوطه دانشگاه را گرفتند. رسانه های دولتی جمهوری اسلامی گزارش دادند که دانشجويان به سمت ماموران حفاظتی دانشگاه سنگ پرتاب می کردند.

يک گروه دانشجويی رقيب، که از آقای احمدی نژاد حمايت می کرد، با دانشجويان معترض به مقابله پرداخت، و آن ها را «منافق» خوانده و از ايشان خواست دانشگاه را ترک کنند. به گفته خبرنامه اميرکبير، «نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگلیس»، «ما بیداریم» و... بسیجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمریکا». بسیجی ها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسیجی ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباس های چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند.»

عليرغم اعتراضات دانشجويان،  احمدی نژاد سخنرانی اش را بمناسبت آغاز سال تحصيلی جديد ايراد کرد.

در ماه دسامبر گذشته نيز دانشجويان دانشگاه اميرکبير سخنرانی آقای احمدی نژاد را با آتش زدن عکس های وی، وارونه نگاه داشتن عکس ها، و سردادن شعارهای اعتراضی قطع کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:10  توسط ساناز  | 

مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی - برگرفته از سایت www.aariaboom.com

" می­ستاییم مهر ِدارنده­ی دشت­های پهناور را،
او که به همه­ی سرزمین­های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می­بخشد "
«اوستا - مهریَشت»

«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می­نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می­شد، [1] پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد.

سنگ نگاره ی میترا
سنگ‌‌نگاره­ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده ی یکم پیش از میلاد

«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن‌ترین بخش­های اوستا بشمار می‌آید. مهر یشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای کیهانی از مهم‌ترین و ناب‌ترین بخش‌های اوستا است و کهن‌ترین سند درباره­ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می­باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.

روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
همان­طور که می­دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می­شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می­کرده­اند.

برج رادکان
برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی

آن­چنان که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است :

«... ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»

در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره­ی مهرگان می­خوانیم :

«نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگ­تر جشنی نمی­باشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه می­باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»

پیدایش مهرگان

پیشینه­ی جشن مهرگان به اندازه­ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن­جا که بن نوشت­های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه­ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است :

فریدون چو شد بر جهان کامکار              ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی               بیاراست  با  کاخ  شاهنشهی
به  روز خجسته ســر مهر ماه                به  سر  بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی                 گرفتند  هر  کــس ره  بـخردی
دل  از  داوری­هـا بپرداخـتـنـد                به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد  فرزانگان،  شادکام               گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو                جهان  نو  ز  داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه  عنبر  و  زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن آسانی  و خوردن آیین اوست
کنون  یادگارست  از و ماه مهر            به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

به بند کشیدن ضحاک در دماوند به دست فریدون

ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد :

«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»

و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن­های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره­ی مهرگان می­گوید :

«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»

گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یکسانی ارایه دهند.

«اسدی توسی» نیز در «گرشاسب نامه» از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد :

فــریـدون  فــرخ  بـه  گـرز  نـبـرد              ز  ضـحـاک  تـازی  بـرآورد  گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر            نشست  او  به  شاهی  سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در «التفهیم» می‌نویسد :

«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بُوَد ...»

گزارش خلف تبریزی درباره­ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است :

«... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

دکتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه­ی بیرونی می‌نویسد :

«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تکیه‌گاه ایشان اینست که «اسکندر» از «ارسطو» پرسید که کدامیک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌کند که نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»

و حتی بیرونی که به سخت‌کوشی و پرکاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند که در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه که «شهروزی» در مورد وی می‌گوید :

«… دست و چشم و فکر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»

در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره­ی جشن مهرگان گفت­وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین­های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می­داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می­آوردند، این آداب و آیین­ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می­شد و هنگامی که سخت­گیری تازیان در این­باره آغاز می­شد، ایرانیان به گونه­های پنهان آیین­های خود را برگزار می­کردند. سرانجام به انگیزه­ی اهلیت این آیین­ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان­ها و یا زیر سرپوش­ها و عنوان­هایی تازه­ مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می­گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان.

«رودکی» درباره­ی مهرگان چنین سروده است [2] :

ملکا  جشن  مهرگان  آمــــد          جشن  شاهان  و  خسروان  آمــد
جز  به  جای  ملهم و خرگاه         بـــدل  بــاغ  و  بـــوسـتـان  آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز      مــی  بر  جــای  ارغــوان  آمــــد
تو جوانـمرد و دولت تو جـوان       مــی  بر  بخت  تــو جـوان  آمــد

«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می­شد در کتاب خود آورده است :

«... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه­ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی­اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت. [3]

چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته

با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می­توان به راحتی شیوه­ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.

«کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه­ی اردشیر دوم هخامنشی می­نویسد :
«... پادشاهان هخامنشی به هیچ­گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس­های ارغوانی گرانبهایی می­پوشند و همراه با مردم و دسته‌های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می­جویند ...»

این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می‌توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.

تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می­نویسد :
«... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می­کردند ...»

بنا به گفته­ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می­داشت.

اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن­پوش نو به مردم می­بخشیدند.

در این روز موبد موبدان خوانچه­ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه­ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می­آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می­گذاشتند، همان هفت چین [4] بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می­آید.

ابوریحان بیرونی می­گوید :

«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این­رو، نام مهرگان را به او نسبت داده­اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره­ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می­گذاشتند و می­گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می­گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می­داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»

خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می­کند :

«... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه­ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده­ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه­ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...»

«کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می­گوید :

«.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می­شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» [5] می­گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی­خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»

در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه­ی مهر روز ایرانیان باستان است.

دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله­ی مهر، شماره­ی ده، سال نخست چنین می­نویسد :

«در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می­دادند و توده­های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می­آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»

به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود.

ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.

در کتاب «تلمود»، از کتاب­های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می‌دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می‌شده است.

واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده­ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه­ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز،‌ نشانه‌ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی.

  

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان

امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می­روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه­ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه­ها و گردهم آمدن با تهیه­ی خوراک­های سنتی از یکدیگر پذیرایی می­کنند و با سخنرانی­، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می­کنند.

در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می­دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می­آیند و «گروه ساز» را تشکیل می­دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می­کنند، آن­ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می­کنند و با شادی وارد خانه­ها می­شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه­ی جشن­های ایرانی نخست آینه وگلاب می­آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره­ی آن­ها نگه می­دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه­ی گروه پخش می­کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می­شود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام­های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته­اند باز می­گوید و برای همه­ی آن­ها آمرزش و شادی روان آرزو می­کند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می­کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته­اند می­ریزند و از خانه بیرون می­آیند و به خانه پسین می­روند. چنان که در خانه­ای بسته باشد برای لحظه­ای بیرون خانه می­ایستند و با بیان نام­های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن­ها درود می­فرستند.
برخی از خانواده­ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می­دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می­کنند و گوشت­های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می­دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می­کند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس­های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می­پردازند و هر یک چند نبشته­ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

دنباله نوشتار : http://www.aariaboom.com/content/view/563/69/

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:3  توسط ساناز  | 

 خیانت های بی شمار فرقه دموکرات آذربایجان به ملت ایران توسط یکی از سران آن فرقه برملا گردید

فرقه دموکرات آذربایجان که ساخته و پرداخته نیروهای امنیتی شوروی در شمالغربی ایران در سال ۱۳۲۴ به قدرت رسید در تمامی یکسال و اندی حکومت خود بیشمار وحشی گیری و ددمنشی از خود بجای گذاشت که پس از سپری شدن ۶۲ سال از آن واقعه شوم که تنها هدفش تجزیه ایران بود  همچنان بازماندگان و مجریان آن زمان احساس ندامت و پشیمانی خود را به انحاءمختلف بیان می دارند.می کنند .دستوری که شخصا توسط استالین رهبر شوروی صادر شده بود و باقراف بعنوان مسول مستقیم آن را هدایت می کرد.

یکی از این نادمان دکتر نصرت الله جهانشاه لو افشار می باشد که معاون جعفر پیشه وری در فرقه دموکرات آذربایجان بوده است .ایشان در کتاب منتشره خود که به جزئیات خیانت های بیشمار فرقه در ایران و در جهت منافع دولت شوروی انجام داده بود پرداخته است.

کتاب ما و بیگانگان که توسط انتشارات سمرقند به چاپ رسیده عمق وابستگی و در برخی مواقع ساده انگاری مسولان آن دوران را به تصویر می کشاند.

ایشان که خود از بازماندگان گروه ۵۳ نفر نیز بودند و در زندان مشهور آنان نیز حضور داشتند .برخی از خیانت های حزب توده را نیز در این کتاب با جزئیات کامل گرد اورده است.

پس از بازداشت گروه ۵۳ نفر و دادگاهی آنان در محکمه پیرامون اعترافات آقای کامبخش که بعنوان عامل روسیه در نیروی ۵۳ نفر شناخته شده بود چنین آمده است:

"محمد شورشیان که از اقرارهای کامبخش نسبت به خود,سخت در خشم شده بود ,به يكباره عنان اختيار را از كف داد و رازهاي ناگفتني كه تا آن روز بر ما آشكار نبود آشكار ساخت.او گفت ,اين كامبخش كه ميبينید اردك دست آموز روسهاست,كه بدست او تا كنون گروههايي را بدبخت كرده اندو اينبار نوبت اين گروه است(منظور گروه ۵۳ نفر است)."

حزب توده و ماجراي امتياز نفت شمال

در زماني كه آزمندي دولت شوروي براي بدست آوردن نفت شمال موجبات دلسردي بسياري از جوانان را از حزب توده پديد مي آورد.كميته مركزي حزب تلاش ميكرد تا به دستآويز پوچ موازنه,نظر اعضاي حزب و انديشه همگان را آماده پذيرش درخواست روسها نمايد.اما با مقاومت سرسختانه ملت ايران روبرو گرديد.اما روس ها به هيچ روي دست بردار نبودند .از اين رو كافتارادزه (گرجي)معاون وزارت خارجه ي شوروي را براي بستن قرارداد نفت خوريان و همه شمال ايران به تهران فرستادند و از حزب توده خواستند كه به سود آنان تظاهراتي بر پا كنند.

حزب توده در روز معين اعضاي خود و اتحاديه كارگران را براي راه پيمايي فرا خواند و در نزديكي ميدان بهارستان ميتينگي برپا شد.خوردروهاي روسي با سرنشينان سرباز در خيابان ها براي ترساندن مردم و مخالفين ,تمام آن روز را باز اين سو به آن سو مي رفتند .اما تمام اين كارها نه تنها سودي نبخشيد بلكه موجبات رويگرداني بسياري از وطن پرستان را پديد آورد.

من در ميان حوانان و دانشجويان مجبور بودم نه تنها آنان را فريب دهم بلكه خود را نيز بفريبم .چون تصميم حزب بود كه مردم را قانع كنيم كه روس ها براي بيرون راندن انگليس ها و كوتاه كردن دست شركت نفت انگيس خواستار نفت شمالند و گرنه آنان نظر ارضي و اقتصادي به خاك و درآمد نفت ما ندارند و آنها به اندازه كافي نفت دارند.

منبع و ادامه در : http://hemasechaldoran.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:42  توسط ساناز  | 

بابك

دست هايش
بسته بود از پشت
اما مشت
جامه اش از جنس خون و
جام اش از خمخانه زرتشت


خسته تن- جان در خطر- آزرده دل- خاموش
مهر را در سينه مى پرورد
كينه را در خويشتن مى كشت


***


ارغوان ديدگانش
با شفق ها و شقايق هاى ميهن
گفتگو مى كرد
تيرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زير و رو مى كرد
دل
به فرمان دليرى داشت
ترس را
بى آبرو مى كرد


***


اهرمن
از خشم مى لرزيد
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه هائى زشت و بى فرهنگ...
اى سگ، اى زنديق
كام ات چيست؟
اى موالى اى عجم
سوداى خام ات چيست؟
پس چرا از ما نمى ترسى؟
پس چرا بر خود نمى لرزى؟


***


بابك اما
رأى ديگر داشت
كشتى ى انديشه در درياى ديگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مى نمود اما
زندگى در ذهن او معناى ديگر داشت
زير لب
نجواى ديگر داشت


***


زنده بايد بود و شادى كرد
مام بوم خويش را بايد نگهبان بود
با پيام راستى
با مردمان بايست رادى كرد
اهرمن فرياد زد
افشين
چه مى گويد؟
و افشين- آه افشين- واى افشين
آن گنهكار پريشان روزگار شرمسار از برگ برگ خونى ى تاريخ
آن همان آكنده از هر گند
آن همان بى ريشه بى پيوند
شرمسار از كرده خود-
سر به زير افكند


***


اهرمن با تيزخندى گفت
البابك هراسانا؟
و بابك آن گو نستوه
آن ستوه سبلانكوه
آن اسطوره بيگانه با اندوه
آن آئينه دار مزدك و مانى
آن دلخسته از تزوير و نيرنگ مسلمانى
چشم در چشم ستم فرياد زد
بسيار آسانا!!
اهرمن فرياد زد
جلاد...
و آن دژخيم...
همان آينه دار مكتب بيداد
با يك ضربه از پهلو
چنان زد تا كه خون فواره زد از مقطع بازو
تهمدل درهم كشيد ابرو
سهمدل خر خنده زد بر او


***


آسمان كى مى برد از ياد
آندمى كه شيون شمشيرها
پيچيد در بغداد


***


و بابك- آه بابك- باز هم بابك
تا نبيند اهرمن سرخى ى او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد كه پايان يافت اين آورد
چهره را
با خون ناب و تابناكش
ارغوانى كرد


***


و آنگاه...
تا نيفتد پيش پاى اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم ها را بست
شهپر انديشه را واكرد
بال در بال هماى عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز كشور جانانه پيدا كرد


***


هر طرف هر سو نگه افكند
يك طرف كورش- سياوش- كاوه چون خورشيد
سوى ديگر رستم و گرد آفريد و آرش و جمشيد
و با نورافكن اميد
پيرتوس و خيزش يعقوب را هم ديد
و ديگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابك آزاد يا دربند،
با آسودگى جان باخت


***


او روانش را ز ننگ بندگى پرداخت
تا ز خشت جان پاك خويش
ايران ساخت
ايران ساخت
ايران ساخت


مسعود سپند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:3  توسط ساناز  | 

تورک های عزیز دیگه نگران نباشید که حقتونو جهان گرفت .به تلافی اون سوسکه احمقی که گفته بود نمنه ؟! حالا یک روزنامه آمریکایی ایران را به شکل یک سوراخ فاضلاب کشیده که از توش همه جور سوسکی به هر طرف در می آید !!! البته دیگه اینجا فارس و تورک نداریم ... حالا هی بشینین تو سر هم بزنین .....البته خدا پدر کاریکاتوریست رو بیامرزه ترجیح می دم تروریست هایی را که واقعا از اینجا به همه جا صادر می شن به شکل سوسک بکشن ولی خلیج فارس را به نام جعلی نخونن ....به هر حال اگر اعتراض دارین بد نیست به این سایت هم برین : این روزها دیگه هر آشغالی به خودش اجازه می ده به ما توهین کنه http://new.petitiononline.com/Iran110/petition.html

id.gif

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 17:52  توسط ساناز  |