تبليغاتX
ایران جاودان بمان

ایران جاودان بمان

روزها گر رفت گو رو باک نیست .........تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

دلارا دارابی دختری هنرمند و 18 ساله است که بی گناه به اعدام محکوم شده این در حالی است که جمهوری اسلامی به کنوانسیون عدم اعدام مجرمین زیر 18 سال پیوسته است . http://www.petitiononline.com/DL2222/petition.html
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 22:8  توسط ساناز  | 

ديشب در مجلس مهماني بودم ، در کنار من دو نفر گفتگو مي کردند که يکي از خراسان بود و ديگري از تبريز . بحثي درگرفت که منجر به تعريف خاطره اي خنده  دار از يک همشهري شد و اولي به دومي گفت واقعا که اين ترکها ... اند ! دومي در حالي که هم عصباني شده بود و هم خجالت مي کشيد و هم مي خواست براي رعايت حال جمع چيزي نگويد ، لبخند تلخي زد و دست و پايش را جمع کرد ، يک جوري که انگار مي خواست خودش هم فراموش کند که اهل تبريز است .....

من که در اين برخوردها هميشه گوش خود را تيز مي کنم ، پيش دستي و پرتقالي را که داشتم پوست مي کندم روي ميز گذاشتم و رو به نفر اول کردم و گفتم مي دانم که ميدانيد شهري که شما در آن زاده شديد قبل از اسلام هميشه مورد يورش تورک – مغولان ساکن ترکستان بوده است که فردوسي بسيار در وصف آن گفته است و پس از اسلام در زمان حمله مغولان که از همان نژادند و اجداد عثماني ها هستند به کلي تغيير نژاد داده شد ، در نتيجه با انکه زبان مردم عوض نشد فيزيک آنها با چشما ن باريک ، پوست زرد و حالت خاص صورت  شاخص شد . بر عکس در آذربايجان ، نژاد مردم عوض نشد و با مقاومت در برابر عرب ها و عثماني ها که از همان نژاد تورک – مغول هستند نژاد ماد يا آريايي اصيل باقي ماند اما بر اثر فشار حکومت صفوي و مجاورت با عثماني زبانشان تغيير کرد .

بسيار واضح است صفاتي که مردم اين خطه دارند از جمله بي آلايشي ، سخت کوشي ، دلاوري و عدم درکشان از سخنان و رفتار دو پهلو و آميخته با ناراستي که از صفات اقوام مهاجم بي تمدني نظير عثماني ها ، عرب ها و تورک – مغولان است از ويژگي هاي قوم شريف آريايي بوده است . صفاتي که در بين کردها و لرها هم شايع است و ممکن است مورد تمسخر جمع بي ريشه تهران نشين قرار گيرد .

متاسفانه بايد به عرض برسانم که اتفاقا آن قدر که شما تورک هستيد اين آقا تورک نيست !!! به خاطر داشته باشيم که هر زمان که انگشت اشاره خود را به سمت کسي دراز مي کنيم سه انگشت ديگر به سوي خودمان اشاره مي کند .....

جلسه را با شرم ترک کردم چون آن هموطن خراساني پدرم بود !

.

.

.

آري به خاطر ايران و ايراني و پاسداشت حق در برابر پدرم هم مي ايستم ! شايد که رگ هاي من از خون مغولان و تورکان و اعراب انباشته شده باشد ولي حرمت اين خاک مقدس و بزرگي مردمان شريفش که هر قوم مهاجم و خون ريزي را در خود حل کرده و آرام نموده است من را بر آن مي دارد که جاودانگي اش را پاسدار باشم ......... برادر و خواهر آذري تو از من ايراني تري ، از خود مگريز و نگذار پس از 1400 سال ايستادگي ، عرب يا تهراني بي اصل و نصب که خود ملقمه اي از تورک و پارس و مغول و عرب و ... است و حرمت هيچکدام را پاس نمي دارد باعث شود که تو خود تيشه بر ريشه خود بزني ......... ايستاده ام براي تو از هر تباري که باشي تا زماني که خود را ايراني بداني و ايستاده ام در برابر تو اگر خود را جدا از اين سرزمين مقدس بداني ..... بياييد از اين بحث هاي بيهوده بگذريم و براي آنچه که امروز خودمان و ديگران هستيم احترام و ارزش قايل شويم . گويش و فرهنگ و انديشه هر قومي هر چه که باشد بايد محترم و آزاد شمرده شود . همه اجداد ما خوب و بد داشته اند . اين را بپذيريم تا بتوانيم بي تعصب ، با درس از گذشته و اميد به آينده حال بهتري بسازيم . من از خودم و خانواده ام شروع کرده ام شما چطور ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:37  توسط ساناز  | 

فعلا بين مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان قانون اساسي، بر سر كاهش عمر رياست‌جمهوري و افزايش عمر نمايندگي چالش به وجود آمده است (نام اين نوع چالش، قبلا «دست به يقه شدن» بود. م) بيشتر نمايندگان مجلس هفتم كه شديدا شيفته خدمت هستند، اصرار دارند با تصويب طرح تجميع انتخابات، هفت ماه به دوره نمايندگي خودشان اضافه كنند و به چهار ماه از دوره رياست‌جمهوري كم، اما شوراي نگهبان با اين مصوبه مخالفت كرده و آن را به مجلس ارجاع داده است. گويا، اعضاي شوراي نگهبان معتقدند كه قانون اساسي چنين اختياري را به مجلس نداده، اما نمايندگان طرفدار اين طرح، اعتقاد دارند كه اگر نويسندگان قانون اساسي مي‌دانستند دولت نهم چه خواهد بود و چه كارهايي خواهد كرد، حتما در يك تبصره، اين اجازه را صرفا براي اين مجلس در قانون اساسي مي‌گنجاندند! با اين اوصاف، اگر يكي از طرفين كوتاه نيايد، تكليف كوتاه و بلند كردن عمر مجلس و دولت در مجمع تشخيص مصلحت نظام روشن خواهد شد كه رياست آن با يك بنده خدايي است به نام اكبر هاشمي رفسنجاني! در همين راستا، اصلاح‌طلبان كه تا پيش از اين براي نص قانون اساسي گريبان مي‌دريدند (البته گريبان خودشان را) هرچند با لبخند مليحي منتظر سرانجام كار هستند، اما در موافقت با بعضي گروها (شبه‌گروه‌ها!) قرار گرفته‌اند كه در آن هشت سال كذايي، قانون اساسي را «كاغذ پاره»اي مي‌خواندند و الان هم در حال گريبان دريدن در دفاع از قانون اساسي هستند (البته گريبان ديگران را). منبع : دوربرگردان
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:51  توسط ساناز  | 

تورک - مغول های وحشی  مقدس ترين هدفشان از زمانی که در بيابان های شمال چين ياغی گری می کردند تا کنون پاره پاره کردن ايران و فروبردن پوزه خود در خون ايرانی است ولو آنکه از آن زمان 2000 سال گذشته باشد که البته اين به دليل سرشت آنهاست که خود از آن به افتخار ياد می کنند :

چنانچه می دانيد اينان بر خلاف تمام افسانه های شيرين و بلند پروازانه اقوام مختلف اسطوره به وجود آمدن خود را نه يک ايزدبانو يا مظهر پاکی بلکه گرگی خاکستری می دانند ! بدين قرار که در ابتدای حضور ايشان بر زمين قوم آنها مورد تهاجم همسايگان قرار گرفت و همه به جز يک پسر 9 ساله کشته شدند , دست و پای آن پسر را هم بريدند و او را در باتلاقی افکندند . پسر مرد ولی يک گرگ ماده بيابانی از او حامله شد و در سرزمين آلتای 10 فرزند زاييد که هر يک رييس يکی از قبايل ترک شد و امروزه ترک های تندرو که خود را بوزقورت لار می نامند باقی مانده های آنانند !

همانطور که مشاهده می شود ادله تمدن سازی اين قوم در همان حد داستان است چرا که اين قوم اصلا تصور و خاطره ای از تمدن ندارد . در اينجا به اين نمی پردازيم که تا چه حد ممکن است چنين تجسمی مشمئز کننده باشد که درنده خو ترين و وحشت انگيزترين جانور در تمام فرهنگ ها  ( به جز فرهنگ هايي مثل سرخپوستان که اصولا تمام حيوانات را صاحب شخصيت و هويت می دانسته اند ) از يک پسر نيم مرده 9 ساله آبستن شود . فقط همين بس که نشان دهيم اين قوم تا چه حد به انسان نبودن و جانور خويي خود اعتراف می کنند و نکته مهم تر آنکه خود معترف اند که به جز آن 10 برادر هيچ يک از اقوامی که ترک ناميده شده اند اصالتا ترک نيستند چون دشمنان , کل ترکان را کشته اند بلکه اينان فقط تحت رياست ترک قرار دارند !!!  به همین منوال و بر همین اساس ترکی که خود را عمدا ترک و نه ایرانی بداند و به آریای ها و تمدن ایران که از آذربایجان شروع شد پشت کند اساسا جایی در این کشور ندارد - متجاوز و خون ریز است همانطور که ارامنه را قتل عام کردند و باید اخراج و نابود گردد . مرگ بر شوونیسم مرگ  بر فاشیسم و مرگ بر تجزیه طلب .......زنده باد آزادی - جاوید ایران زمین و تمام اقوامش

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:26  توسط ساناز  | 

این همه ایستادگی در برابر سیوند نه مخالفت با رژیم و نه ریاست جمهوری و ... است آن بحثی جداست که در مسائل دیگر مطرح می شود .

سد سازی در این کشور غیر اصولی و در عدم هماهنگی با دیگر سازمان ها و مسئولان از قبیل محیط زیست و میراث فرهنگی و وزارت کشور و شهرسازی صورت می گیرد . خود آن نهاد ها هم که آن قدر در این نظام بی کفایت و غیر متخصص هستند که هیچ عکس العمل به موقع نشان نمی دهند .

هدف ما فشار بر این ارگان ها برای درست انجام دادن وظیفه شان است . خود این سدها هم باری سنگین بر دوش اقتصاد کشورند مثلا سیوند با هزینه ۱۰ برابر میزان پیش بینی شده ساخته شد یا کارون ۳ که آن همه آثار ایلامی را بلعید ۲ بار تاج سدش شکسته شد و هزینه سرسام اور به بیت المال تحمیل کرد . در هر کشور و نظامی که این اتفاق بیفتاد باید جلوی آن ایستاد ...... کار ما با کارون ۳ شروع شد و چه سیوند آبگیری شود چه نشود ادامه می دهیم چرا که سدهای هولناکتر کارون ۲و۴ - تلوار - آزاد - سمیره - سلمان فارسی - ملاصدرا - جره - سهند - شیان - کوهرنگ و ... در راه هستند .

به جای دفاع بی مورد و سنگ اندازی ، منطقی و دوستانه همراه ما شوید - ما با هیچ کس حتی در وزارت نیرو یا میراث فرهنگی دشمنی شخصی نداریم و از هر کس در هر مقام و جایگاهی که فقط ۱ قدم برای ایران بردارد استقبال می کنیم ........پاینده باد اتحاد ملت ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:51  توسط ساناز  | 

تجمع امروز مخالفان آبگيري سد سيوند در فضاي آرام و از ساعت 10 صبح مقابل سازمان ميراث فرهنگي با حضور نزديك به ۳۰۰ نفر آغاز شد. هيچ يك مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در ميان جمع حاضر نشدند و تنها كارمندان سازمان از دور شاهد ماجرا بودند.
 
طبق قول و قرار تجمع‌كنندگان قرار است اين اعتراض روز پنج‌شنبه مقابل وزارت كشور ادامه يابد. همچنين در ميان شركت كنندگان شايعه شده است كه "سيد محمد خاتمي"، رئيس جمهوري سابق در اين روز در جمع حاضر مي شود .
 
در بيانيه آنها آمده‌است : «نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين – در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان – تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان – كه يادمان‌هايي چون ارگ عليشاه كه نابخردانه بخشي از آن تخريب شد، نقش جهان و آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آن به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاريخ ايران تبديل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالي است که سرزمين ما تنها سرزميني است که هر چند «پر فراز و نشيب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ريشه‌ي فرهنگي و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است. »
 
در ادامه آمده‌است:« تنگِه بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،...) اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه نيز يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت. »
 
تجمع كنندگان با اشاره به منتشر نشدن گزارش مطالعات كارشناسي خواستار جلوگيري از آبگيري سد سيوند شدند و ادامه اعلام كردند: «نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از ميان رفتن كهن‌ترين راه بازمانده جهاني، خدشه‌دار شدن ثبت جهاني پاسارگاد، تخريب سازه‌هاي باستاني بر اثر بالا آمدن ميزان آب‌هاي زيرزميني، از ميان رفتن گذرگاه تاريخي عشاير و مراتع آن‌ها، محو وضعيت توپوگرافي منطقه‌ي بلاغي، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري و آسيب‌هاي زيست‌محيطي ناشي از آن، هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجينه‌ي ژنتيکي غني تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود.»
 
سرمايه ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در دو سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است (در حالي‌كه سازمان ميراث فرهنگي به استناد بخش‌نامه‌ي دولت مي‌توانست مانع ادامه‌ي ساخت سد شود) - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد. »
 
در نقطه مقابل، اعلام عدم آبگيري سد مي‌تواند مزاياي چندي داشته باشد كه به‌گمان ما برجسته‌ترين اثر آن، ارج‌گذاري هيأت دولت است به سالي كه «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نام گرفته، و چه نمادي براي اين سال برازنده‌تر از كورش بزرگ، انسان وارسته‌اي كه به كوشش او قوم‌هاي ايراني نخستين گام‌ها را براي شكل دادن كشور ايران و ملت ايران برداشتند و در كتاب ديني ما هم از وي زير نام ذوالقرنين به بزرگي ياد شده است.
 
تجمع كنندگان اعتقاد دارند منطقه‌ي پاسارگاد – و تنگ بلاغي - مي‌تواند به موزه‌اي روباز تبديل شود و هم‌چنين به‌خاطر طبيعت بكر و بسيار زيبايي كه دارد براي طبيعت‌گردان نيز جذاب است.
 
آن ها برا اين باورند كه سازمان ميراث فرهنگي با طرحي حساب‌شده مي‌تواند اين مسير بي‌مانند تاريخي را – چون هزاران سال پيش - براي بازديد گردشگران آماده سازد به‌طوري‌كه بتوان چند برابر ارزش اقتصادي سدي كه در حال ساخت است، از آن بهره برد. با توجه به معروفيت بي‌همانندي كه تنگ بلاغي در اين چند سال كسب كرده است (موردي كه درباره‌ي هيچ‌كدام از محوطه‌هاي تاريخي ايران – حتي معتبرترين‌هايشان - صدق نمي‌كند و افزايش بازديدكنندگان نوروزي امسال از پاسارگاد هم گواه آن است)، اين امر بعيد نيست و مي‌توان آنجا را به يكي از قطب‌هاي برجسته‌ي گردشگري تبديل كرد. آن‌گاه مي‌توان علاوه بر ايجاد اشتغال براي اهالي، درصدي از درآمد را هم براي رفع محروميت‌هاي مردمان شريف ارسنجان به‌كار برد. كما اين‌كه – همان‌طور كه اشاره شد - توقف چنين پروژه‌اي خود نقطه مثبتي در كارنامه‌ مسؤولان خواهد بود و مي‌تواند - بر خلاف تبليغات بيگانگان - نشان‌دهنده اهميتي باشد كه نظام، به‌ويژه در برهه حساس كنوني، براي تاريخ و فرهنگ ايران قايل است. 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:12  توسط ساناز  |