اين همه دليل و مدرک ارائه می کنيم برای آنکه بگوييم هموطن آذری از گوشت و خون منی و تبار تو آريايی تر از تبار من است که در تغيير نسل عمدی عربان اکنون خون من بوی شوره زارهای صحرای خشک عربستان گرفته و بدان جهت است که در پالايش آن می کوشم ! فريب پان ترکيست ها و پان تورانيست ها را نخوريد که اينها به راستی جانورانی هستند که به حرام زادگی خود افتخار می کنند و همانگونه که تاريخ نشان داده هر جا که منفعتی باشد رنگ عوض می کنند. ديروز با پول شوروی مزدوری می کردند , امروز به وعده انگليس . امروز سنگ اسلام را به سينه می زنند , فردا مسلمانان را از دم تيغ می گذرانند (چنانچه رضا براهنی زمانی عضو حذب توده بوده , زمانی حذب ملی, ديروز عضو ساواک بوده , امروز فيلسوف !).
اگر به ايران نمی انديشيد لااقل دمی به آينده خود و فرزندانتان بينديشيد . به ترکيه نگاه کنيد , عثمانی های خون آشامی که ارمنيان را با افتخار تمام قتل عام کردند و کردان صاحبان اصلی آن سرزمين را هرگز داخل ملت ترکيه ندانستند آيا با آذری بهتر از رفتاری که در تمام دوران صفويه داشته اند خواهند کرد ؟امروز به وعده زندگی بهتر شما را از دامان مادر وطن دور می کنند و فردا به جرم آذری بودن سرزمين تان را شخم خواهند زد . اکنون به بررسی معتبر ! ترين ادعاهای پان ترکيست ها می پردازيم :
1- اين تازه فيلسوفان ! مقدس ترين هدفشان از زمانی که در بيابان های شمال چين ياغی گری می کردند تا کنون پاره پاره کردن ايران و فروبردن پوزه خود در خون ايرانی است ولو آنکه از آن زمان 2000 سال گذشته باشد که البته اين به دليل سرشت آنهاست که خود از آن به افتخار ياد می کنند :
چنانچه می دانيد اينان بر خلاف تمام افسانه های شيرين و بلند پروازانه اقوام مختلف اسطوره به وجود آمدن خود را نه يک ايزدبانو يا مظهر پاکی بلکه گرگی خاکستری می دانند ! بدين قرار که در ابتدای حضور ايشان بر زمين قوم آنها مورد تهاجم همسايگان قرار گرفت و همه به جز يک پسر 9 ساله کشته شدند , دست و پای آن پسر را هم بريدند و او را در باتلاقی افکندند . پسر مرد ولی يک گرگ ماده بيابانی از او حامله شد و در سرزمين آلتای 10 فرزند زاييد که هر يک رييس يکی از قبايل ترک شد و امروزه ترک های تندرو که خود را بوزقورت لار می نامند باقی مانده های آنانند !
همانطور که مشاهده می شود ادله تمدن سازی اين قوم در همان حد داستان است چرا که اين قوم اصلا تصور و خاطره ای از تمدن ندارد . در اينجا به اين نمی پردازيم که تا چه حد ممکن است چنين تجسمی مشمئز کننده باشد که درنده خو ترين و وحشت انگيزترين جانور در تمام فرهنگ ها ( به جز فرهنگ هايي مثل سرخپوستان که اصولا تمام حيوانات را صاحب شخصيت و هويت می دانسته اند ) از يک پسر نيم مرده 9 ساله آبستن شود . فقط همين بس که نشان دهيم اين قوم تا چه حد به انسان نبودن و جانور خويي خود اعتراف می کنند و نکته مهم تر آنکه خود معترف اند که به جز آن 10 برادر هيچ يک از اقوامی که ترک ناميده شده اند اصالتا ترک نيستند چون دشمنان , کل ترکان را کشته اند بلکه اينان فقط تحت رياست ترک قرار دارند !!!
2- اخيرا ترکيه نه تنها در تلاش بوده که عيد نوروز را به عنوان ميراث معنوی خود در UNESCO ثبت کند بلکه ادعا کرده که نوروز جشن باستانی ترکان است که قدمت 2500 ساله دارد !!! (البته UNESCO آن را نپذيرفت و حق ايران دانست که آن را ثبت کند که البته در اينجا مشغوليت مسئولان به انرژی هسته ای برايشان فرصت نگذاشته بود !) اين هم مانند ادعای مالکيت محمد جلالدين بلخی (مولانا) است که خدا بيامرز اصليت خود را با نام خود حمل می کند. کافی است از آنها بخواهی يک غزل از مولانا برايتان بخوانند! خوب البته وقتی به گفته پ.پ. ملعون تخت جمشيد که کلا به منظور بزرگداشت نوروز بر پا شده ساخته پهلوی باشد (و حتی نمی داند که پارسه را داريوش ساخته نه کوروش ) لابد نوروز هم که تا کنون به عنوان يک روز نحس در فرهنگ عثمانی از آن ياد می شده جشن سال ترکان بوده است و ما 2500 سال است از قبل از به دنيا آمدن ترک ها از ماده گرگ خبر نداريم !!!
3- اهانت پان ترک ها به فردوسی از ديگر مسايلی است که همه می دانند بی فرهنگان و بی تمدن ها وقتی خود هيچ چيز ندارند شروع به تخريب ديگران می کنند . اين توله گرگ ها هم در حاليکه از يک سو ادعای آب و خاک و ريشه داشتن در ايران می کنند از سوی ديگر نمی توانند تاب بياورند که حکيم بزرگ توس چگونه بر آباء و اجداد نابکار آنها می تازد و توران ( قوم بربر شمال چين ) را دشمن بزرگ ايرانيان می داند چنانچه در زمان ساسانيان مدام بين اين دو جنگ بوده است .و اين به معنای اين است که اکنون کسی از سبزوار برخيزد و شروع به دفاع از مغولان کند و به هر که آنها را دشمن خطاب کند ناسزا گويد ! البته پان ترک ها وقتی ديدند که اينگونه سر و صدای آنها بر مردم غيور 2 آذربايجان اثر ندارد شروع به گرفتن ايرادهای مذهبی و جنگ بين فرقه ای و نيز زبانی و جنگ ترکی و فارسی کردند که جهت اطلاع آنها بايد گفت آن زمان که فردوسی , شاهنامه را سرود زبان آذری ها هم پارسی بود و به زبان خراسانيان نزديک («فارسي آذربايجان در حروف، به فارسي خراسان شبيه است» «ابوعبدالله مقدسي» نويسندهي اواخر سدهي چهارم ق.، (ص 378) ) و هنوز زبان ترک به آنها تحميل نشده بود , پس فردوسی زبان همه مردم ايران را پاس داشت .
4- از بهترين نشانه های خيانت پان ترک ها به آذری ها همين است که در حاليکه به شدت زير بيرق تمدن عرب سينه می زنند و مدعی شده اند که ايرانيان پيش از اسلام تمدن نداشته اند و فردوسی را متهم به بی دين بودن می کنند داعيه بابک خرمدين را هم دارند !!!! اولا که اگر به تاريخ هم کار نداريد از آن نام خرمدين او شرم کنيد . دوم اينکه اين خود شما بوديد که بابک را کشتيد ! اگر امروز شور وشوق آذريان پاک نهاد نبود که هر سال با ابر مرد تاريخ شان تجديد عهد کنند امروز قلعه او را هم ويران می کرديد .
بابک خرمدين فردي ايراني بود و اغلب دشمناناش نيز همان ترکمنان مزدور خليفه (يعني معتصم ترکزاد) بودند. تركهايي كه زماني دشمن و مخالف بابك بودند اينك (در جهت اهداف تجزيهطلبانه) براي بابك جشن زادروز ميگيرند و او را قهرمان خود ميخوانند؛ اين رفتار ايشان مانند آن است که در آينده روزي اسراييليها براي حسن نصرالله جشن زادروز بگيرند و او را يک اسراييلي اصيل با مذهب ارتودکس يهودي بدانند!
اين خائنان ديوانه که به آرزوی روزی نشسته اند که در گذر زمان حقايق فراموش شود و دروغ های آنان جای تاريخ را بگيرد حتی زبان و نام بابک را جعل می کنند در حاليکه تا همين ديروز به نام معاند وکافر او را تکفير می کردند !
آنها نام بابک را تبديل به «بايبك» كردهاند. در حاليكه چنين نامي در هيچ متني ديده نشده است و دوم اين كه «باي» و «بك» هر دو از يك ريشه هستند و تاكنون ديده نشده است كه يك نام مركب از دو واژهي هممعني پياپي باشد. از سوي ديگر، واژگان «باي» و «بايرام» و «بك» همگي ريشهي سغدي-ايراني (يعني از گروه زبانهاي ايراني شرقي) دارند كه به زبانهاي آلتايي وارد گشته است. نام بابك به آشكارا ايراني است و نام بنيانگذار سلسلهي ساساني نيز بوده است. اين نام در گلستان سعدي و ويس و رامين و در شاهنامه (۵۰) بار آمده است ولي حتا يك بار نيز چنين نامي در متون تركي ديده و يافته نشده است.
زبان بابک هم چنانچه توضيح داده شد ايرانی بوده است .در زمان بابك زبان آذربايجان «فهلوي آذري» بوده است يعني گويشي بازمانده از زبان پهلوي ساساني كه در آذربايجان بدان سخن گفته ميشده است. اين گويش را در متون مختلف، «پارسي» (چون زبان پهلوي را پارسيك ميخواندند و دانشمندان هم امروز آن را پارسي ميانه دانند)، «آذري»، «فهلوي/پهلوي» و «رازي» (يعني منسوب به ري، كه اين اطلاق پيوستگي گويشهاي منطقهي فهله را با هم نشان ميدهد) خواندهاند.
جالب است که اين پان ترک های بی اصل و نصب هر روز حرف خود را عوض می کنند و به واقع فکر می کنند همه مثل خودشان احمق هستند . همين ديروز بود که يکی از فيلسوفان آنها گفته بود «در گسترش اين مدنيت(اسلام) و فرهنگ عظيم الهي اقوام و قبايل تركزبان بي شك خدمات بي شائبه و صادقانه و افتخار آميزي دارند. تركان اسلام را مناسبترين دين و آيين نزديك به وجدان خود يافتند و قرنها دفاع از اسلام و گسترش ان را بر عهده گرفتند. سرتاسر تاريخ افتخار اميز تركان مسلمان مسلما عاري از شورش و يا مقاومت در برابر اسلام است. در ميان اين قوم عصيانهايي شبيه عصيانهاي روشن ميان ، ماه فريد ، المقنع ، خرميّه ، زواريه و غيره ديده نمي شود» (محمدزاده صديق)
اين نويسنده پانترك نيز خرميه را، كه پيشواي آن بابك بوده، ترك ندانسته است و از او تبری جسته است.
واقعا بايد به اينها گفت برويد خدا هويت تان را جای ديگر حواله دهد !
5- تازگی گويا چند نفر از اين فيلسوف ها يکی دو کتاب در باره تاريخ ايران خوانده اند و البته خود که نمی فهمند, اربابان انگليسی فرموده اند که فايده ندارد در مقابل عظمت و تاريخ طولانی تمدن آذری تبار و آريايي نژاد برای مردم آذربايجان تبليغ گرگ زاده بودن و اعتراف به توحش و بيابانگردی کنيد . چرا که آذری خود به تنهايي نشانگر تمدن آرياييست ! مردم که کور نيستند , فقط آذرگشسنپ با آن عظمت در آذرآبادگان ايستاده است . تخت طاقديس آسمان نمای بی همتا و آن قلعه بی مانند . اگر فروغ آتش مقدس زرتشت در تمام ايران و سرزمين پارسيان خاموش شده باشد اين آذرآبادگان است که فقط با نام خود ياد پدرش زرتشت بزرگوار را که در اين خاک پای به گيتی نهاد و همه ايرانيان به فرمان او گردن نهادند فروزان نگاه داشته است , اين کم افتخاری است که حالا مردم بيايند بگويند ما برده وحشی بوده ايم که مادرش گرگی بوده که با يک کودک نابالغ مرده همخوابه بوده است !!! نکته اينجاست که آذری ها بيش از هر قوم ديگری به اصالت نژاد خود واقفند و فقط خود را ترک زبان می دانند و اين آنچنان برايشان بديهی است که پان ترک ها در طی دهه ها تلاش نتوانسته اند آنان را متقاعد کنند که از تبار ترکها هستند . مگر ممکن است خون بابک به گزاف رود يا خاطره قتل عام های عثمانی از ناخودآگاه جمعی اين قوم بيرون شود ؟
از اين رو جيره خوران انگليس دست به ترفندی جديد زدند : اختراع تاريخی طولانی تر از تاريخ هخامنشی !
و تکذيب تمدن هخامنشيان ! مسخره تر اينکه اينها آنقدر بی سواد و از احوال روز بی خبرند که نمی دانند پژوهش های باستانی و تاييد تمام اقدامات هخامنشيان نه تنها در ايران بلکه در بلاد دشمنان ديرين آنها يعنی روم و يونان هم ثابت شده و اين از ادعای تصاحب نوروز هم مسخره تر است . پس از ادعای از نژاد ماننا ها بودن که هيچ مدرکی برای اثباتش نتوامستند ارائه دهند چشممان به ادعای ايلامی بودن روشن شد !
اينجا از شرح مفصل اين قوم متمدن که باعث افتخار جهان بشريت است می گذريم و فقط به اين نکته اشاره می کنيم که دشمنان ايلاميان , سومريان و بابليان بودند و در الواح مانده از آشور بانی پال می بينيم که در سال 653 پ.م. سپاه «آشور بنيپل» (Ashurbanipal) پادشاه آشور، و «تمپتي هومبن اينشوشينك» (Tempti-Humban-Inshushinak) به نبردي سرنوشتساز وارد شدند كه نتيجهي آن سقوط ايلام و غارت و ويراني شوش به دست آشوريان بود. پس از آن، دولت ايلام هرگز نتوانست كه خود را كاملاً احيا كند و از ميان رفت . در زبان ايلامی ها هم بر خلاف ادعای ترک های تند رو کمترين اثری از زبان ترکی نيست که اگر اين را به زبان شناسی بگوييد يا به شما می خندد يا فورا به تيمارستان زنگ می زند که بيايند شما را ببرند !
مورخان جاعل پان- ترک و به تبعيت از آن ها، پا منبری هايی که از طرف مريدانشان قبلا درجه استادی و پروفسوری و دکترا داده شده بود , ولی اخيرا با نام فيلسوف ناميده می شوند , چنين استدلال می کنند: چون سيستم دستوری زبان ايلامی از طريق الحاق پيشوند به ريشه شکل گرفته پس ايلامی ها ترک زبان بوده و در نتيجه مردمان همه مناطق آسيای ميانی و ميان رودان ترک بوده اند!
غافل از آنکه زبان شناسی و باستان شناسی به وجود آمده که قادر است مثل تشخيص هويت شخص از روی DNA اصل و هويت هر زبان امروزی را باز شناسد , و وقتی که با ارائه هزاران مدرک ثابت می کنيد که زبان و نژاد ايلامی هيچ ربطی به ترکی ندارد مثل بچه هايي که می خواهند هر طور شده دل خود را به چيزی خوش کنند می گويند پس مادها ! زبان آنها ترکی بوده و آنوقت می مانی که پاسخ کردها يا قوم زنده ای که هنوز به زبان مادی در استان آذربايجان سخن می گويد را چه بدهی!از اين گذشته :
يک: زبانهای التصاقی جهان زيادند ولی اين امر، به اين معنی نيست که هر زبان التصاقی، ترکی باشد همچنين در گروه زبان هاي آلتاييك (كه زبان تركي زيرمجموعه ي آن است) مي شود از زبان هاي منچوري و ژاپني... نام برد كه آن ها هم آگلوتيناتيو هستند ولي تركي نيستند. همان طور كه زبان انگليسي و عربي هر دو تحليلي (analytic) مي باشند ولي در دو خانواده مختلف زباني قرار گرفته اند.
دو : اگر زبان شما ايلامی بوده که تا حالا خود نمی دانسته ايد چطور ايلامی ها از شمال چين و سپس عثمانی سردرآورده اند . تصاوير متعلق به ايلامي ها هيچ شباهتي با زرد پوستان (تركان اصلی) يا ترکزبانان امروز در اروپا و ايران و آران ندارد.وانگهی اجداد ترکان که سهل است ايلامی ها اجداد آذری ها هم نمی توانند باشند چون مردمی بودند با پوست و موی تيره و کوتاه قد و چشمان سياه نظيرآنچه در چهره فرزندان خوزستان می بينيم .
سه: اسامي چند نويسنده و كتاب هاي شان كه به طور مستدل نوشته اند كه زبان ايلامي هيچ خويشاوندي با زبان تركي ندارد:يوزف ماركوارت, محقق آلماني در كتاب ايرانشهر
واسيلي ولادميريج بارتولد (خاورشناس روس) در كتاب زبان اقوام ترك و تغييرات آن
و. ي. آبايف (زبان شناس روسي) در كتاب واژه شناسي نام هاي خاص ايراني
ا. م. دياكونوف در تاريخ ماد و دائرة المعارف بزرگ شوروي
پروفسور يوسف اف (مورخ و محقق روس) در كتاب تاريخ ايلام
رمان گريشمن و ژاك دمورگان و هر مورخ و محقق ايلام شناس امروز و دانشنامه بريتانيكا
چهار: درباره اقوام خوزي (بازماندگان ايلاميان باستان) كه در منابع دوران اسلامي به آن ها اشاره شده، هيچ سخني از تركي يا سامي زبان بودن آن ها نرفته است.
پنج: پان عربيست هايي مانند «يوسف بني طرف» ادعا مي كنند كه اقوام ايلامي، سامي بودند ولي همان طور كه تحقيقات محققان آگاه نشان مي دهد، زبان ايلامي ها به هيچ وجه سامي نبوده و هيچ دانشمندي ادعا نكرده كه زبان ايلامي ها سامي است. بايد توجه كرد كه آثار زيادی از زبان ايلاميان وجود دارد و هيچ دانشمندی انها را جزو زبان هاي گروه سامي (و از جمله، عربي) طبقه بندی نکرده است.
از همه اينها گذشته بر فرض محال که شما پان ترک ها را ايلامی پنداشتيم و صاحب تمدن ( که نداريد) از نفی تمدن هخامنشی چه چيزی عايد شما می شود ؟ جز آنکه ذات کينه توز و گرگ صفت خود را تاييد کنيد . مگر ايلاميان به دست هخامنشيان از بين رفتند که سند جعل می کنيد ؟ و آيا همين حالا يک نفر خوزستانی که از بازمانده ايلاميان است ادعای خويشی شما را می پذيرد ؟از دست نشاندگی شما همينکه فقط رضا به جدايي آذربايجان هم نمی دهيد و تجزيه خوزستان را هم به دست حرامزاده های عربی مثل خود تان که ايلامی ها را عرب سامی معرفی می کنند و از تخمه متجاوزان عرب به ايرانشهر هستند و عوض آنکه تلاش کنند خون کثيف خود را پالوده کنند به حرامزادگی خود افتخار می کنند و مردم شريف ايرانی و ايلامی تباری را که فقط زبانشان چون آذری ها عوض شده است و تا همين امروز نام خرمشهر (خرمدين!) و اهواز را زنده نگاه داشته اند می فريبند که به خفتی تن دردهند که مزدور آدم کشی چون شيخ خزعل برآنان حاکم شود دامن می زنيد. داستان عرب های جدايي طلب جنوب هم عينا داستان شماست حال آنکه درست تا زمان حمله عربان عربستان به ايران عرب ها فکر می کردند خوزستان هند است !و از حضور ايلامی ها (خوزی ها) که آنها هم سياه چرده بودند کمترين خبری نداشتند چه رسد به آنکه با آنها هم نژاد باشند .
از احترام هخامنشيان به ايلامی ها و پذيرفتن آنها همان بس که در کتيبه ها خط ايلامی همپا و به عنوان يکی از خطوط رسمی گزيده می شود و سربازان شوشی از معدود بازمانده های تابلوهای رنگين و ارزشمند کاخ های آنهاست .
شما که خود را وارث فرهنگ و تمدن می دانيد در روزگار مدرن آنقدر فرهنگ نداريد که حرمت ديگران را نگاه داريد و از جعل و دروغ بپرهيزيد . اين همه ياوه گفتن به فردوسی که از تجاوز تورانيان به مردم سربلند آذری به خود می پيچيد و به کوروش که دوست و دشمن , قرآن و تورات , اسکندر و شاهپور از او به بزرگی ياد می کنند و در سراسر زندگی او يک لکه تاريک ديده نمی شود جز انزجار مردم نسبت به شما دروغبافان حاصل ديگری ندارد . آثار تمدن سربلند و احترام برانگيز آريايي که مردم آذربايجان بخش عمده ای از آن محسوب می شوند چيزی نيست که کفتارهای پور و پيری چون شما بتوانند انکارش کنند .
6- وطن فروشان نان به نرخ روز خور که يک زمان سينه چاک شوروی و توده ای ها هستند , يک زمان از گرگ زاده شده اند , يک روز مسلمان دو آتشه اند و فردای آن روز بابک را ترک می نامند و بر فراز قلعه او پرچم برافراشته می کنند اگر داعيه امروزشان ايلامی بودن است و به فغان آمده اند که ای وای سد کارون آثار باستانی ما را زير آب برد ! کجا بودند آن روز که ما سينه چاک کرديم برای سد کارون در ايذه و کجا هستند امروز که برای جلوگيری از ساخت سد کارون 2 کار و زندگی خود را تعطيل کرده ايم؟کجا بودند وقتی جای جای محوطه چغازنبيل را در جستجوی واهی نفت سوراخ می کردند و سازمان ميراث فرهنگی خاموش بود و ما غران ؟آيا کسی اعتراضی از شما شنيد؟ لابد فکر می کنيد به ما چه سد و آثار ايلامی ها که در آذربايجان نيست ! پس کجا بوديد آن روزها که ما پی گيری خرابی مسجد کبود تبريز را می کرديم ؟ شما بی اصل و ريشه ها اصلا چه می فهميد وطن چيست ؟
چنان اينان از پان آريايي ضجه می زنند که هر که نداند فکر می کند الان نواده داريوش يا ساسانيان بر تخت نشسته اند و پای بر حلق آنها گذاشته اند . پس از 1000 سال سلطنت (ونه پادشاهی) ترکان ياغی و تجاوز دسته دسته ای عربان و مغول ها آيا در سراسر ايران جز بخش هايي در همان آذربايجان و لرستان و فارس و طبرستان آريايي می بينيد ؟ چه شری از شيراز به شما رسيده که اکنون کمر بسته اند يادمان بزرگ ترين آريايي اش را زير آب کنند ؟لابد آبگيری سد سيوند را جشن خواهيد گرفت و آن هم نقطه عطفی در تاريخ درخشان شما خواهد شد .بگذريم که اگر نقشه شوم شما به تحقق پيوندد نابودی آثار ايلامی را هم جشن خواهيد گرفت . لابد پان فارس ها لرها هستند که هر از چند گاهی جوک برای پاک طينتيشان می سازيد ؟ مگر نديديد که محروم ترين استانها لرستان شناخته شد ؟ با آنها عناد می ورزيد ؟ اگر اقوام آريايي اينقدر در اين کشور مورد احترام هستند که شما می گوييد پس حرف کردهای تندرو برای تجزيه طلبی چيست؟ آنها گويا حسرت کشتارهای عراق و تحريم همسايگان و نفرت جهانی و نوکری انگليس به دلشان مانده . مسخره اين است که شما چشم ديدن کردها را هم که با آذری ها از يک تبارند نداريد ولی در راه نوکری انگليس سنگ آنها را هم به سينه می زنيد.
پس از همه بررسی ها فقط به اينجا می رسيم که محکم ترين ادله پان ترک ها برای آذری ها برای تجزيه طلبی اين است که فارس ها برای ما جوک می سازند !!! و مقصود از فارس هر کرد و لر و خراسانی و آذری است که در تهران ساکن است . مگر نه اينکه به بهانه يک کاريکاتور که ما هرچه در آن دقت کرديم بيشتر توهين به خراسانی ديديم تا ترک مردمی را که اصلا کاريکاتور را نديده بودند تحريک کرديد و بلوا راه انداختيد و هر تابلويي را که نام پارس بر آن بود پايين کشيديد؟ اين اوج شعور و عدالت خواهی شما بود .تمام درد شما اين بود ؟ البته که نه ولی شما که نمی توانيد به آذری غيور بگوييد که آمده ايد با پول انگليس آذربايجان را جدا کنيد و وعده حکومت بر آن و برقراری استبدادی تازه را به شما داده اند .
چرا چشم باز نمی کنيد و نمی بينيد که شرايط بد شما را همه مردم اعم از کرد و لر و کرمانی و بلوچ و ايلامی و خوزی و غيره دارند . پس بايد همه جدا شوند و به سرنوشت تلخ کويت يا کشورهای وامانده از شوروی مبتلا شوند که بازيچه ای شده اند در دست قدرت ها و وجودشان هيچ محلی از اعراب ندارد . مردم غيور آذربايجان خوب می دانند که حق دارند و چون کردها و خوزستانی ها حق آنها سهم بزرگی است از همه ايران نه يک تکه محدود به خاک استانشان . آنها صدها سال است که از سرآمدترين مردمان ايران بوده اند و هستند . تاريخ ايران بی نام آذری نصفه است .اينان اولين مردمی بودند که به گواه ارگ هگمتانه در همدان دريافته بودند که زمين گرد است و به دور خورشيد می گردد و تا هفت سياره گردنده به دور آن را کشف کرده بودند در حاليکه غربيان در قرون وسطی گاليله را به جرم گفتن اينکه زمين گرد است به اعدام محکوم کردند !آنوقت انگليس می خواهيد برای اين مردم تاريخ جعل کند ؟! شما که کمر بسته ايلامی ها هستيد چه ارزش و جايگاه ويژه ای برای زن قائليد ؟ اين مردمی که نژاد , آداب و سنن , فرهنگ و هنر خود را تاکنون حفظ کرده اند و وجود هر قوم بيگانه ای را در وجود پر فروغ خود ذوب کرده اند برده شدنی نيستند. ( و اين مهم در مورد کردها و ايلامی های خوزستان نيز صادق است ).
اما اکنون متاسفانه زبان ترکی هموطنان را از همزبانی باز داشته است و ترک های تجزيه طلب به عمد به اين مسئله دامن می زنند و برخی اين مسئله را نمی فهمند که زبان يک وسيله ارتباطی است و اگر همه يک زبان مشترک نداشته باشيم چگونه بايد با هم ارتباط برقرار کنيم و صد البته که بدخواهان خواستار اين قطع ارتباطند و کودکان و نوجوانان را وادار می کنند که به مدرسه نروند و در برابر آموزش زبانی که در روزگاری نه چندان دور زبان مادر واقعی شان بوده سربتابند ! ببينيد که چگونه دشمن دوباره از راه تفرقه وارد می شود . حسرت خط بی هويت و زبان ترکيبی و پول بی پشتوانه و تاريخ ساختگی و چون سگ پشت دروازه های اروپا عوعو کردن ترکيه و خدمتگزاری جمهوری آذربايجان برای آمريکا به دل پان ترک های ايران خواهد ماند تا آذری زنده است .
و نمايندگان آذربايجان و آنها که واقعا به زبان خود علاقه دارند بايد بکوشند که با استناد به آماری درست و مدارکی معقول برای حفظ زبان ترکی آن را ابتدا وارد دوره های زبان شناسی دانشگاه و سپس دروس مدرسه نه تنها در آذربايجان بلکه در سراسر ايران کنند . چه نيکوست که در کنار فارسی زبان رسمی , انگليسی زبان بين المللی و عربی زبان دينی , ترکی هم به عنوان زبان دوم رسمی ايران معرفی شود . چرا که هر چه که در اين کشور است به جز آنچه که چون غده ای سرطانی در صدد نابودی آن است عزيز و محترم و متعلق به تاريخ ايران است , چه زبان ترکی باشد , چه مجسمه هرکول سلوکی , چه قربانگاه ماننايي , چه مسجد تيموری , چه نژاد مغولی در خراسان که همه برابريم تا در ايرانيم .
همه جای ايران سرای من است
جاويد ايران زمين , زنده باد مردمانش